...من ینتظر

مِنَ الْمُؤْمِنینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ... وبلاگ شخصی سید ناصر حسینی

...من ینتظر

مِنَ الْمُؤْمِنینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ... وبلاگ شخصی سید ناصر حسینی

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
1- مقدمه

      اگرچه موضوع اصلی ما در این مقاله جهاد نیست لیکن عمومی بودن بحث جهاد و دفاع  در شرع مقدس اسلام مقدمة بسیار خوبی برای ورود به بحث اصلی ما را فراهم می کند. نزول آیات فراوان قرآن کریم در مورد جهاد و قتال و امر به آمادگی مسلمانان در مقابل دشمنان و دفع خطرات و تهدیدات احتمالی آنها و تبلیغ و ترویج یکتاپرستی منظورهایی است که مکتب رهایی بخش اسلام به آنها توجه خاص دارد که این خود نشان از واقعگرایی اسلام در زمینة نگاه به جوامع انسانی و رقابت بین بازیگران سیاسی دارد و چنانچه مسلمانان بر این امر خطیر و دستور اکید اسلامی گردن می نهادند به قطع یقین شرایطی بهتراز وضعیت کنونی داشتند و سیادت و آقایی بر جهان را از آن خود کرده بودند. 

      در هر حال قرآن کریم به 33 مورد واژة جهاد و 31 مورد از واژة قتال و مشتقات و کلمات هم خانواده آنها اشاره کرده و با تجلیل و احترام از مجاهدان و شهیدان را خدا سخن گفته و پاداش آنان را بهشت دانسته و هر دو واژه مورد تقدیس و تقدیر خداوند تعالی واقع گردیده اند. در این قسمت به عنوان نمونه به چند مورد از آیات قرآنی و روایات که در مورد جهاد و قتال احکامی را صادر کرده است اشاره می شود.

        کتب علیکم القتال و هو کره لکم و عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیرلکم وعسی ان تحبوا شیئا و هو شرلکم والله یعلم و انتم لا تعلمون (بقره - 216)

   حکم پیکار و قتال در راه خدا بر شما نوشته و مقرر گردید و حال آنکه بر شما ناگوار و سنگین است، ولی چه بسیار چیزهایی که برای شما ناگوار و مشقت آمیز است اما در حقیقت خیر و صلاح شما در آن است و چه بسیار چیزهایی را که دوست می دارید ولی در واقع شرّ شما در آن است و خداوند به مصالح امور دانا است و شما نمی دانید.

 

2/1- بسیج یا آمادگی عمومی برای جنگ:

     واعدوّ ا لهم مااستطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوکم(انفال - 60)

آن اندازه که در توان خود دارید، از قوه و قدرت و اسبان سواری فراهم سازید بقدری که در  دل دشمنان خدا و دشمنان خودتان رعب و هراس ایجاد کنید.

انفروا خفافا و ثقالاً و جاهدوا باموالکم و انفسکم فی سبیل الله ذلکم خیرلکم ان کنتم تعلمون (توبه-41)

برای جنگ با کفار سبک بار و مجهز بیرون شوید و در راه خدا با مال و جان خود جهاد کنید این برای شما بهتر خواهد بود اگر بدانید.

    یا ایها الذین امنو خذوا حذرکم فانفروا ثباتا اوانفروا جمیعاَ (نساء-71)

 ای اهل ایمان سلاح جنگ برگیرید و آنگاه دسته دسته یا به یکباره بیرون روید.(نوری،صص19)

   نهج البلاغه و سایر آثار اسلامی نیز به این اصل مهم اسلام که به عنوان یکی از فروع دین و همردیف نماز مهم شمرده شده است تأکید دارند. 

 

3/1- جهاد و شهادت از دیدگاه نهج البلاغه:

موضوعاتی که نهج البلاغه در موردجهاد بطور مشروح به آنها پرداخته اجمالاً به شرح زیر است:

    الف - فضیلت و نتایج جهاد و عواقب ترک آن

    ب   - پایداری و مقاومت در میدان جهاد

    ج   - فنون مبارزه و روش جنگ

    د    - شوق شهادت در راه جهاد برای خدا

و در مجموع 103 بار نام جهاد و مشتقات آن (پیکار و قتال، حرب و محاربه در راه خدا) در نهج البلاغه آمده است. (همان- صص96)

 

4/1- غزوات و سرایای پیامبر اسلام(ص):

سیره و زندگی پر برکت پیامبر گرامی اسلام، بویژه در مدت ده سال تشکیل حکومت اسلامی پس از هجرت به مدینه، که حدود نود و هشت مورد جنگ و قتال را به خود اختصاص داده  بیانگر آن است که جنگ با کفار و دفاع از حکومت اسلامی بخش مهمی از برنامه های ایشان را تشکیل می داده و همین امر موجبات موفقیت و سر بلندی حکومت اسلامی در آن مدت کوتاه از تاریخ اسلام را باعث گردیده است.   

     غزوات و جنگهایی که پیامبر اسلام(ص) در طول ده سال حکومت خود پس از هجرت به

 مدینه و تشکیل دولت اسلامی، خود مستقیماً در آنها شرکت داشتند (غزوه) و یا شخصی را به فرماندهی آنها بر می گزیدند (سریه) به شرح زیر می باشد.

- غزوه                             18 مورد

- سرایا                           80  مورد

- جمع                             98 مورد                   (یاسین، صص،98)

 

5/1- مسألة 2826 از رسالة امام خمینی (ره) در مورد وجوب دفاع

مراجع عظام تقلید و علمای اسلام نیز به بحث جهاد و دفاع توجه ویژه ای داشته و دارند و از آن جمله است فتوای حضرت امام خمینی (ره): «اگر دشمن بر بلاد مسلمانان و سرحدات آن هجوم نماید، واجب است بر جمیع مسلمانان دفاع از آن به هر وسیله ای که امکان داشته باشد، از بذل جان و مال، و در این امر احتیاج به اذن حاکم شرع نیست.» (رسالة حضرت امام (ره))

 

6/1- دیدگاه های مختلف در مورد جنگ:

    موسی بن میمون، پزشک، فیلسوف و فقیه یهودی- که تلاش می کرد تا بین ایمان و خرد

 آشتی برقرار کند- در مورد حقوق جنگ در تورات و انجیل می گوید:

 "در موقع تهاجم مسلحانة دشمن، تمام مردم باید بجنگند ولی در جنگهای تجاوزکارانه فقط داوطلبان شرکت می کنند."

     موسی بن میمون همچنین در مورد انواع جنگ، می گوید دو نوع جنگ وجود دارد، "جنگهای ضروری و لشگرکشی های داوطلبانه که جنگهای نوع اول  برای دفاع از سرزمین ملی، و جنگهای نوع دوم برای کشور گشایی است. در جنگهای نوع اول شاه با استفاده از اختیارات خود وارد جنگ می شود؛ اما در جنگهای نوع دوم، رضایت و مصوبة «سان هدرن» (دادگاه یهودیان کهن در اورشلیم) برای شاه لازم است."   (بوتول،صص17-18)

    هابز فیلسوف انگلیسی قرن شانزدهم و هفدهم که پیرامون رفتار انسانها و دولتها نظریه پردازی کرده است، جنگ را بخش اجتناب ناپذیر از زندگی انسان قلمداد کرده و نظریة «جنگ همه بر ضد همه» از اوست. وی در مورد دلایل منازعه، جنگ و کشمکش انسانها چنین می گوید: "در نهاد آدمی سه علت اصلی برای کشمکش و منازعه وجود دارد. نخست رقابت؛ دوم ترس؛ سوم طلب عزت و افتخار. علت اول آدمیان را برای کسب سود؛ علت دوم برای کسب امنیت؛ و علت سوم برای کسب اعتبار و شهرت به تعدّی وا می دارد."(هابز،صص158)    

      بنابراین در صورتی که با دید واقعگرایانه به جهان بنگریم ملتها در هر دوره ای از ادوار تاریخی بایستی برای جنگ و دفاع آماده باشند، تا همیشه سربلند و عزیز باشند، در غیر اینصورت عزت، آبرو و شرف آنها زیر چکمة زورگویان پایمال خواهد شد.

جهان یکسره جای زور است و بس                                 سزاوار بی زور گور است و بس

علیهذا با ذکر این مقدمه بنظر میرسد چنانچه مسلمانان و مؤمنین به آیات الهی چنانچه در مسیر تبعیت احکام خداوند ساز و کاری را برای بهره برداری از احکام نورانی جهاد و دفاع در راه خدا در کشور و سرزمین خود ایجاد نمایند همواره در آمادگی کامل بوده و راه بر دشمنان قسم خورده اسلام خواهند بست.

 با عنایت به مقدمه فوق به تبیین وضعیت آمادگی نظامی، طریقة بسیج نیرو و احتیاط در گذشته و حال ایران می پردازیم. ابتدا در این قسمت برای روشن شدن وضعیت نظامی اقوام پیشین و نحوة گردآوری و بسیج نیرو در ادوار گذشته به برخی حکومت های ایرانی اشاره می نمائیم. 

 

2- سازمان نظامی ایران در زمان ساسانیان:

ایرانیان و رومیان در نیرو و توانایی نظامی و سازماندهی آن و نیز روشهای جنگی نسبت به سایر اقوام ممتاز و برتر بوده اند. ایرانیان سازمان صفوف در پیاده نظام و سواره نظام را می شناخته اند، چنانکه سازمان یگانها را (که حدود ششصد نفر را دربر می گرفت) می شناختند. همینطور نیز ایرانیان در زمان ساسانیان انواع جنگجویان را در لشگر خویش مثل، اسب سواران، اسب سواران تیرانداز، گروه خالدین (گروهی از سواران که برجسته بودند)، گروه فدائیین (گروهی از سواران که به شهامت و خطرپذیری ممتاز بودند)، فیل سواران، پیادگان و گروه احتیاط را سازماندهی کرده بودند.

    گروه احتیاط، گروهی از قبایل جنگجو بودند که در اطراف و نواحی سرزمین ایران ساکن بودند و برای جنگ بسیج می شدند. آنان معمولاً جنگجویان ممتازی بودند که فرمانده آنان نیز یکی از مردم بومی همان منطقه بود. بعضی از گروهها بصورت سواره می جنگیدند. کسری انوشیروان اصلاحات وسیعی در سازمان نظامی خود به اجرا در آورد و از مهاجران بیگانه نیز در آن بهره برد. (یاسین ،صص56-57)

      فردوسی شاعر حماسه سرای ایرانی نیز دوران ساسانی را چنین توصیف می کند:

به درگاه چون خواست  لشگر   فزون                       فرستاد بر هر سوی   رهنمون

که تا هر کسی را     که   دارد  پسر                       نماند  که  بالا  کند  بی   هنر

سواری بیاموزد     و  رسم     جنگ                       به گرز و کمان و به تیرخدنگ

چو کودک ز کوشش   به   نیروشدی                       بهر بخششی در بی آهو  بدی

زکشور  به  درگاه   شاه      آمدند                         بدان  نامور  بارگان     آمدند

نوشتی  عرض   نام   دیوان  اوی                          بیاراستی کاخ  و   ایوان   اوی

چو   جنگ  آمدی  نو رسیده جوان                       برفتی  ز  درگاه    با   پهلوان

هرآن کس که در جنگ سست آمدی                       به آورد  نا  تندرست  آمدی

                                                                 (فردوسی،ج2، صص1218)

3- دورة صفاریان (از254تا399ه ق.)

      پس از پایان کار ساسانیان، امیران عرب، لشگریانی نیز از ایرانیان تحت فرمان خود داشتند که در میدان های جنگ، پیکار میکردند. این نفرات سرو سامان درستی نداشتند و موقتی بودند. با ظهور یعقوب لیث در شرق ایران، گروه فراوانی از ایران به دور او گرد آمدند و بدین سان لشگری بر اساس پیرامونیان او که «عیاران» نامیده می شدند، پدید آمدند.

      به نوشتة تاریخ سیستان که بهترین و کهن ترین سند دربارة صفاریان است، در آن زمان سپاهیان یعقوب لیث صفاری معمولاً از سه بخش تشکیل می شدند.

(1)   موالیان که سربازان معمولی بودند.

(2)   سرهنگان که از زرخریدهای آزاد شده بودند و هر کدام از آنها یکهزار سوار زیر امر خود داشتند.

(3)   آزادگان که از دهقانان و نجیب زادگان و ثروتمندان تشکیل می شدند و خود دنبالة «آزادگان سگستان» دوران ساسانی به شمار می آمدند.

از سوی دیگر لشگریان صفاری به دو دستة بزرگ پیاده و سواره تقسیم می شدند که رستة سواره بیشتر از دو گروه سرهنگان و آزادگان بودند که می توانستند برای خود اسب و جنگ افزار مناسب تهیه کنند. (علی بابایی،1382ص34)

 

4- ارتش دیلمیان (از316تا447ه ق):

مردم گیلان و دیلمیان که سرزمینشان در پشت کوه های البرز و کرانة دریای مازندران است از زمان قدیم به دلاوری و جنگجویی معروف بودند و در پناه جنگل ها و کوهستان های سرزمین خود که از استوارترین بخش های ایران است. خودسر و آزاد زیسته و کمتر زیر فرمان پادشاهان و فرمانروایان می رفتند.

سپاهیان دیلمی به دو گونه بودند، یکی سپاهیان ورزیده همیشگی که آموزشهای جنگی می دیدند و در برابر کار خود مزد دریافت می کردند.

دوم سپاهیان «حشر» یا «حشری» که هنگام جنگ به سپاهیان همیشگی می پیوستند و برای غارت و چپاول دشمن می جنگیدند.

سوار نظام ارتش ایران، خود از دو دسته همیشگی(ثابت) و موقتی تشکیل شده بود. سوارگان همیشگی، سپاهیان سواری بودند که در پایتخت و شهرهای بزرگ ایران همواره در خدمت ارتش بودند و به هنگام نیاز به مرزها و میدان های کارزار گسیل می شدند. سوارگان موقتی سپاهیانی بودند که هنگام صلح و آرامش در شهرها و روستاها بکار خود می پرداختند و به هنگام نیاز بسیج شده، در ردة جنگاوران دیگر به میدان های نبرد می شتافتند.(همان،ص36)

 

5- دورة صفوی(از 907تا1135ه ق)

ارتش ایران در آغاز پادشاهی این دودمان، شصت هزار سوار بومی داشت که از سران و یکّه های هفت تیرة بزرگ شاملو، تکلو، استاجلو، ذوالقدر، افشار، قاجار، و بهارلو برگزیده شده بودند. این تیره ها که از سرسپردگان شیخ صفی و فرزندان و نوادگان او بودند، به پیروی از پیشوایان خود چون کلاه سرخ دوازده ترکی بر سر نهاده و دستاری سفید دور آن می بستند و به «قزلباش یعنی سرخ سر» معروف بودند و این کلاه در آن روزگار نشانة وفاداری به خاندان صفوی و سرداری و بزرگی و بزرگ زادگی بود.

سپاهیان قزلباش سازمان پایداری نداشتند و سواران و جنگاورانی بودند که تنها از سرکردگان خود فرمان می بردند. همین امر باعث خودسری و سرپیچی از فرمان شاه می شد که به زیان کشور و خاندان صفوی بود، از این رو سرانجام شاه عباس برای کاستن از نیروی قزلباش و نشاندن آنان بر جای خود، سپاه دیگری با بیست هزارنفر سوار و دوازده هزار نفر پیاده از سربازان و یکه های تیره های گوناگون بسیج کرد که بنام «شاهسون» یعنی دوستدار شاه خوانده شد. این سپاه، ارتشی حرفه ای و حقوق بگیر بودند. با روی کار آمدن شاهسون ها، جایگاه قزلباش ها نزول کرد و نامشان رو به فراموشی نهاد.

لازم به ذکر است که در این دوره با کوشش برادران شرلی و دستیارانشان به این سپاهیان آموزش های نوینی داده شد که در آمادگی آنان بسیار کارگر افتاد و آنان را با روش های جدید نبرد در میدان ها، و پیکار با جنگ افزار های گرم آشنا ساخت و نیز کارخانه های توپ ریزی و جنگ افزارسازی در اصفهان برپا گردید که تا سال 1224ه ق.، همچنان کار می کرد.

سازمان ارتش ایران با دگرگونی هایی که برادران شرلی در آن پدید آوردند، در زمان شاه عباس چنین بود:

    الف) سواران که خود به سه بخش تقسیم می شدند.

(1) قزلباش ها

(2) قوللر (غلامان گرجی، ارمنی و چرکسی)

(3) قورچیلر (گارد ویژه شاهان صفوی)

    ب) پیادگان(تفنگچی لر)

     ج) توپچیلر

     د) نسقچیلر(راهداری و راهبانی بعهدة نسقچی ها بود.) (همان،صص37-39)

مجموع سپاهیان ایران در دورة صفویة(936ه ق.) در زمان جنگ با عبید خان ازبک که توسط شاه طهماسب اول از آنان سان دیده شد، به نقل از خلاصه التواریخ، 102600 نفر ذکر شده که در آن زمان در مقایسه با کشورهای بزرگی مثل اسپانیا، فرانسه، انگلستان، سوئد و ایالات متحدة هلند به مراتب پر استعدادتر بوده است. (نورایی1380،صص47)

 

6- دورة نادری (از1148تا1163ه ق.)

سازمان ارتش نادری با ارتش دوران صفوی از تفاوت چندانی برخوردار نبود. در زمان نادرشاه، ارتش و سپاهیان ایرانی، طوری سازماندهی شدند که مانند آن را در دوره های دیگر کمتر دیده شد.

یکی از تاریخ نویسان دربارة او در کتاب خود می نویسد: «نادرشاه یکی از مردان شگفت آوری بود که روزگار هرگز مانند او را به یاد نیاورده است، چه او گذشته از آن که همه خوی نیک سربازی را با خود داشت، جربزة فرماندهی وی به پایه یی بود که می توان گفت هیچ یک از سرداران نامی جهان دوران سلحشوری و جنگ آوری خود را هم چون نادر به حد کمال نپیموده و در فرماندهی به پایگاه والای او نرسیده است.»

لرد کرزن در همین زمینه می نویسد: «ارتش نیرومندی که نادرشاه پدید آورد، از دیدة دلیری و آموزش سپاهیگری در میان ارتش های آن روزگار بی مانند بود و با همین ارتش بود که لشگرکشی های بزرگ و پردامنه خود را انجام داده، به کشورگشایی های تاریخی کامیاب شد و نام و آوازه اش در جهان آن روز در همه جا پیچید. این ارتش نیرومند، تا زمان کریم خان زند و آغامحمدخان قاجار هنوز دلیری و بی باکی سرشار خود را از دست نداده بود و کامیابی های سردودمان قاجار در پایداری ایمنی در سرتاسر ایران و نگاهبانی و نگاهداری مرزهای آن مدیون بازمانده ارتش زمان نادرشاه و همان روحیه بوده است.»

ارتش ایران در دوران نادری از چهار دسته تشکیل می شد که عبارت بودند از: سوارگان، پیادگان، توپچیان یا زنبورکچیان و مهندسان. (علی بابایی،1382صص40)

سپاه نادر را عمدتاً سواره نظام تشکیل می داد و معمولاً وی در تمامی نیروها حضور داشته و پیشاپیش سربازان خود به صفوف دشمن حمله ور می شد. شاید رمز موفقیت او در نکاتی چون زندگی ساده سربازی، حضور مستمر در بین سپاهیان، شجاعت، بی باکی و صفاتی نظیر آنها بوده است. نادر به هنگام حمله به هندوستان قریب 160000 سپاهی به همراه داشت که طبق گفتة وقایع نگار نادری کلیة نفرات اعم از سرباز یا خدمه اردو، سوار بوده و حتی یک نفر هم پیاده نبوده است. یک اروپایی که سپاهیان نادر را در حال پیشروی دیده است، می گوید: "تعداد آنها بیش از 200000نفر بوده که مخارج نگاهداری آن با فرماندهانش، سرانه در سال صد کورن، یا بیست و پنج لیره بود، بنابراین جمع هزینة نظامی سالانة او بالغ بر 5000000 لیره می گردید." (نورایی،ج1، 1380ص64)

 

7- سپاهیان دورة قاجاریة تا اواسط سلطنت ناصرالدین شاه:

ارتش ایران در این زمان بطور کلی از دو قسمت به نام قشون پارکابی و قشون ولایتی تشکیل می شد. قشون پارکابی شامل75000 نفر، همیشه ملتزم رکاب شاه و قوای ولایتی به فرماندهی شاهزادگان و حکام محلی و سران ایالات بوده اند.

از زمان ناصرالدین شاه (1264-1313قمری) علاوه بر عناوین مذکور دو اصطلاح «قشون متوقف» و «قشون متحرک» نیز وضع و معمول گردید. (علی بابایی،1382صص53)

قابل ذکر است، آنچه در این مقاله مورد توجه می باشد نحوة سربازگیری، نیروهای احتیاط و ذخیره است که بصورت حرفه ای و حقوق بگیر در ارتش حضور ندارند، و در مواقع ضروری و بحرانی به خدمت فراخوانی می شوند. لذا به همین دلیل از ذکر سایر خصوصیات و ویژگیهای ارتش زمان قاجار خودداری میگردد.

 

8- نحوه سرباز گیری در1222 ه.ق/ 1807م

ژنرال گاردان در گزارش خود در مورد نحوة سربازگیری در دوره قاجار چنین می گوید: «در ایران هر ایل ملزم است مقدار معینی سوار بدهد و نحوة سربازگیری در ایران به روش ملوک الطوایفی است، هر استان و هر شهرستان، به استثناء چند شهر، باید عده ای سرباز سوار، با اسب بدهد و اگر سربازی فرار کند، یکی از بستگانش را به جای او به خدمت سربازی خواهند برد.» ژنرال گاردان در ادامه می گوید: «همین قدر می دانیم برای اینکه سربازان مزبور با رغبت بیشتری خدمت کنند از مالیات سالانه احشام معاف می شوند. مبلغ این مالیات حدود پانزده تومان است. بعلاوه به هر سرباز به جهت تأمین معاش خانواده اش مقداری زمین جهت کشت و زرع می دادند و حاصل آن زمین به او تعلق داشت و جیره روزانه شان عبارت بود از روزی یک من جو، دو من کاه و یک چارک گندم، مگر در فصل بهار که به اسبها علف تازه می دادند.» (علی بابایی،1382صص193)

 

9- تصویب و اجرای قانون«بُِِنیچه» توسط امیرکبیر (1226ه.ق):

به موجب نوشته های باقی مانده از قانون بُنیچه امیرکبیر، سی هزار نفر قشون حاضرالسلاح و شصت هزار نفر ذخیره در نظر گرفته شده بود و این عده از میان رعیت  به ترتیب سر شماری گرفته می شد. یعنی از هر ده نفر یک نفر به خدمت سربازی می رفت. اگر از میان رعایا پادار (متمکّن) نبود، چند نفر دیگر باید صد تومان به صورت سرشکن جمع آوری نموده و برای او ملک و باغ و... می خریدند و... بعلاوه دولت سالانه شش تومان حقوق محلی برای خانواده و ماهانه هم هفت قران و نیم حقوق خدمت به سرباز می پرداخت. هنگام احضار به خدمت نیز افراد گروه او یعنی نه نفر دیگر که سرباز نشده بودند یک خروار گندم به نام «خانواری» به عیال و اطفال او می دادند.

      سرباز در مدت خدمت از پرداخت مالیات معاف بود و نیز یک نفراز اهالی ده خود را به نام «هم پا» معین می کرد تا در غیاب وی به امور رعیتی مربوط به او رسیدگی کند و این شخص هم از تأدیه مالیات سرانه معاف بود. سربازانی که بدین نحو به خدمت احضار می شدند، برای هزینه راه خود از قرار هر فرسنگ، یک ریال و اگر سواره بودند یک ریال و نیم دریافت می کردند. (همان،صص197)

 

10- تعریف بُنیچه از فرهنگ معین:

 تعهد اهالی هر ده مبنی بر آماده کردن عده ای سرباز برای حکومت، برای اینکه قشون گیری هم مثل مالیات بر پایه و اساسی مستقر شود بُنیچة مالیاتی را مأخذ دادن سرباز هم  مقرر داشتند. خرج سفر سرباز تا محل اردوگاه و کمک خرج  برای سرباز و پادارانه دادن به خانواده در مدت بودن او سر خدمت بر عهده صاحب بُنیچه (مالک) بود. (معین ج 1 ص467) از زمان امیر کبیر به بعد همان قانون سربازگیری متناسب با دوره های مختلف تکمیل تر شده و به تصویب مراجع قانونی رسیده است.

 

11- قانون سربازگیری سال1294ه.ش

ماده اول) اساس قشون گیری دولت ایران بر طرز بنیچه (خدمت اجباری خصوصی) است.

ماده دوم) افواج پیاده و دستجات سواره و توپخانه، حتی الامکان از بلوکات و ایلاتی که تا کنون مطابق بنیچه قشون می دادند گرفته شود.

 این قانون شامل هیجده ماده بود و مدت خدمت وظیفه برای توپچی و سوار سه سال و برای پیاده دوسال تعیین شده بود.

در ماده20 دوره خدمت 12سال که سه سال وظیفه و نه سال بعنوان ذخیره قشون محسوب می شد. (علی بابایی،1382صص206)

 

 

12- قانون سربازگیری سال 1301 ه.ش

ماده1) افواج پیاده و دستجات سواره و توپخانه، حتی الامکان از بلوکات و ایلاتی که تا کنون مطابق بنیچه قشون می دادند، گرفته شود.

این قانون تکمیل شده قانون سرباز گیری سال1294 بوده و در مادة 20 در مورد نیروی احتیاط و ذخیره میگوید:

ماده20) مدت خدمت سربازی- مادامی که به طور بنیچه سرباز گرفته می شود- از اول دخول به خدمت برای هر فرد 12 سال خواهد بود.

مجدداً این قانون در سال 1304 اصلاح شد و با توجه به نیاز کشور به ارتش با استعداد و جمعیت بیشتر، بر مبنای قانون جدید خدمت وظیفه جمعاً 25 سال و شامل سه دوره تعیین شد.

(1)  دوره خدمت نظامی به مدت شش سال (دو سال اول تحت السلاح و چهار سال بعد احتیاطی)

(2)  دوره ذخیره به مدت 13 سال (شش سال اول ذخیره مقدم و هفت سال بعد ذخیره تالی)

(3)  دوره پاسبانی به مدت شش سال(همان صص210)

پس از انقلاب اسلامی و با آغاز بحران های داخلی و جنگ تحمیلی هشت ساله عراق علیه ایران، نیروی انسانی مورد نیاز در دوران دفاع مقدس، با تکیه بر شور انقلابی ملت شریف ایران و پیروی بی نظیر مردم از رهبری حضرت امام (ره) و حضور داوطلبانه و قابل توجه مردم و سربازان مشمول در مناطق عملیاتی تأمین گردید که تا پایان جنگ این وضعیت ادامه یافت. شایان ذکر است که بسیج و اعزام نیروها به روشهای متفاوت از میان اقشار مختلف مردم صورت می گرفت که نحوة بسیج نیرو در زمان دفاع مقدس، خود موضوعی جداگانه است که در جای خود بایستی به آن پرداخته شود. لیکن آنچه در این نوشتار مورد توجه است بسیج نیروی احتیاط و ذخیره در ارتش است که مورد بحث قرار می گیرد.

 

13- ماده 4 قانون خدمت وظیفه عمومی مصوب 29/7/1363

پس از انقلاب نیز قانون سربازگیری قبل از انقلاب مورد تأکید، اصلاح و تصویب قرار گرفت و مدت خدمت وظیفة عمومی و احتیاط و ذخیرة 1و2 مجموعاً سی سال تعیین گردید که گروه های سنی مشمول خدمت وظیفه عمومی (ماده 4 قانون خدمت وظیفه عمومی مصوب 29/7/1363)، با استفاده از موارد مندرج در این ماده قانون و توزیع سنی جمعیت ایران، برای اتباع ذکور جمعاً 30 سال، در گروههای سنّی مختلف به شرح جدول زیر می باشد:

(1) دوره ضرورت            2 سال            21-19 ساله ها

(2) دوره احتیاط              8 سال            29-21    =

(3) دوره ذخیره اول        10 سال            39-30    =

         (4) دوره ذخیره دوم       10 سال            49-40    =   (نورایی،ج2، 1380صص 125)          با توجه به جدول فوق، آمار تقریبی جمعیت ذکور50-19 ساله ها در سرشماری سال 1385 ، مجموع نیروهای ضرورت، احتیاط، ذخیره 1و2 12914966 نفر برآورد می شود. که با پشتوانة قانونی در زمان مقتضی می تواند مورد استفاده قرار گیرد و توان بسیار بالایی را برای نیروهای مسلح فراهم نماید. در همین زمینه به یک نمونه از بسیج ملی و احضار نیروی احتیاط در جهان اشاره می شود.

 

 

14- بسیج ملی(پس از انقلاب کبیر) در فرانسه

اولین فرمان بسیج عمومی در سال 1794میلادی به پیشنهاد کمیته نجات ملی این کشور تصویب و  به شرح زیر اعلام شد: "از هم اکنون تا هنگام رانده شدن دشمن، در سرزمین جمهوری، همه فرانسویان در بسیج دائمی برای خدمت به ارتش اند."  پس از اعلام فرمان بسیج عمومی در مدت کوتاهی حدود 50000 نفر سرباز داوطلب بسیج شدند. و در ادامه آن در بهار1794م بیش از 600000 نفر به جبهه ها اعزام شدند. بطوریکه استعداد نیروهای مسلح فرانسه به1200000نفررسید. لذا بعدها این تجربه گران بها با رفع نقایص آن به قانونی تبدیل شد. که نیروهای فرانسوی در جنگ جهانی اول2900000 نفر سرباز به جبهه ها اعزام کردند، همین کشور، در جنگ جهانی دوم زمانیکه فرانسه در اشغال نیروهای آلمان بود حدود6000000 نفر سرباز به جبهه اعزام کرد. (نورایی،ج2، 1380صص 304)

 

15- آنچه درمورد نیروی ذخیره و احتیاط در ایران گذشت

برای اولین بار در تاریخ ایران، قانون نظام وظیفه عمومی، نیروی احتیاط و ذخیره در سال1304 مطرح گردید و با اینکه چندین بار تغییراتی در آن ایجاد شده بود اما تا سال1359 (شروع جنگ تحمیلی) موضوع احتیاط و ذخیره عملاً به مرحلة اجرایی وارد نشده بود،‌ ولی همچنان در قانون قید می گردید. تا اینکه در شرایط بحرانی پس از انقلاب و جنگ تحمیلی و کمبود نیروی سرباز در یگان های ارتش، با تشخیص صحیح فرماندهان وقت، تصمیم به فراخوانی یک دوره از آخرین ترخیص شدگان خدمت وظیفة عمومی گرفته شد که کارنامة آن به شرح زیر است:

1)    فراخوانی نیروی احتیاط در سال 1359 از بین ترخیص شدگان سال 1356

2)    مراجعه حدود 85000 نفر نیروی احتیاط به پادگان های نزاجا

3)    انجام آموزش دو هفته ای و اعزام به یگانها بصورت جایگزینی

شایان ذکر است که معایب، محاسن و نواقصی در اثر عدم آمادگی و برنامه ریزی مناسب وجود داشت که هرگز بررسی نشد. ضمناً بایستی اذعان کرد که این نیروها نیز به نوعی داوطلبانه به جبهه های جنگ اعزام شدند، چرا که هیچوقت از متمردین این دوره و کسانی که به هر دلیلی از فرمان احضار و اعزام به جبهه ها سرباز زدند بازخواست نشد.

 

1/15- خدمت احتیاط در طول جنگ تحمیلی:

در طول سال های جنگ تحمیلی از آنجا که انبوه نیروی انسانی در دسترس همیشه مورد نیاز بود لذا با اضافه کردن مدت 6 ماه به خدمت دوره ضرورت بعنوان دوره احتیاط، مدت حضور سربازان در دوره ضرورت و احتیاط مجموعاً 24 ماه محسوب گردید. و با استفاده از این اقدام قانونی، فرصتی بوجود آمد که افرادی که دورة خدمت ضرورت خود را در یگانهای پشت جبهه می گذراندند. دورة شش ماهة احتیاط را به جبهه ها بروند و در گردانهای احتیاط قدس نزاجا سازماندهی شوند، و نزاجا با تشکیل گردانهای احتیاط قدس در لشگرهای مختلف و قرار دادن آنها در خطوط پدافندی، یگانهای اصلی و سازمانی را صرفه جویی کرده و در عملیات های آفندی بکار می گرفت. (به عنوان مثال لشگر 28 کردستان که در طول دوران هشت سال دفاع مقدس و قبل از آن همواره در منطقة سرزمینی خود با ضد انقلاب فعال در کردستان درگیر بود با استفاده از این گردانها توانست حتی در منطقه جنوب، در چندین عملیات آفندی شرکت نماید.) علیهذا سوابق موجود حاکی است که با استفاده از این تدبیر، بیش از54 گردان احتیاط قدس تا پایان جنگ تشکیل شد، که پس از جنگ نیز همان گردانهای احتیاط، در قالب گردانهای سری هفتصد به پیکرة اصلی نزاجا پیوستند.

 

2/15- ماموریت و وظایف معاونت احتیاط:

الف ـ ماموریت:

طرحریزی، هدایت و نظارت در تشکیل و سازماندهی یگانهای احتیاط

ب ـ وظایف:

1)    معاون فرمانده نزاجا در امور مربوط به احتیاط

2)    اداره و کنترل کلیه فعالیتهای معاونت احتیاط نزاجا

3)    تهیه و تنظیم صدور کارت پایان خدمت پرسنل وظیفه خدمت منقضی نزاجا.

 

3/15- اقدامات ستادی نیروی احتیاط در نزاجا:

با شروع جنگ تحمیلی اقداماتی به شرح زیر در رابطه با نیروی احتیاط در نزاجا انجام گردید:

1)    تشکیل ستاد موقت احتیاط در سال 1359

2)    تشکیل معاونت احتیاط نزاجا از دی ماه سال 1362

3)    انجام امور مربوط به احتیاط تا سال 67 در معاونت احتیاط نزاجا

4)    پس از پایان جنگ تحمیلی تا کنون معاونت احتیاط، اموراداری مربوط به ترخیص شدگان از خدمت وظیفه و سازماندهی آنها در نیروی احتیاط و ذخیره را انجام می دهد.

5)    تشکیل15رکن غیر سازمانی احتیاط در12 لشگر و یگانهای مراپش، مرازرهی و گروه 55 توپخانه اصفهان به عنوان بازوی اجرایی امور احتیاط در یگانها

توضیح اینکه هر یک از این ارکان، دارای شعبات غیر سازمانی در یگانهای سرزمینی و مجاور خود می باشند و نسبت به سازماندهی اولیه کلیه کارکنان ترخیصی نزاجا، در قالب گردانهای احتیاط سازماندهی می نمایند لیکن از آنجا که تاکنون هیچگونه اقدام عملی در رابطه با احضار، آموزش، سازماندهی و بکارگیری این نیروها و حتی سازمانی کردن قسمتهای مذکور، انجام نشده بایستی پذیرفت که این سازماندهی بر روی کاغذ تنها یک مبنای بسیار ضعیف در تداوم ساز و کار نیروی احتیاط و ذخیره در نیروی زمینی آجا می باشد و اشکالات اجرایی و ساختاری و اداری فراوانی بر آن وارد است.

معاونت احتیاط نزاجا، با در اختیار داشتن  بانک اطلاعاتی خود می تواند کلیه ترخیصی های دوره های ضرورت را در سطح نزاجا، به سهولت سازماندهی نماید و چنانچه سایر پیش نیاز های قانونی و بودجه ای مربوط به امور فراخوانی احتیاط مرتفع گردد می توان نسبت به سازماندهی کلیه کارکنان احتیاط نزاجا به شکل تمرکزی و بر اساس فاکتور هایی از قبیل تاریخ اعزام، سال تولد، رسته، میزان تحصیلات و محل زادگاه یا سکونت آنها اقدام نمود، اما این اقدامات تنها مربوط به نیروهایی است که خدمت دورة ضرورت را در نزاجا می گذرانند و در مورد سایر نیروها و سازمانهایی که از نیروی وظیفه استفاده می کنند عمومیت ندارد لذا این خود از نقایص کار می باشد.

 

 

16- ضرورت ها موانع و محدودیت ها:

الف- ضرورت ها

قانون نظام وظیفه عمومی در ایران یکی از مترقی ترین و پیشرفته ترین قوانین است و در عین حال به عنوان یک سرمایه استراتژیک و ملی در حوزه های دفاعی و امنیتی و توسعه و آبادانی کشور محسوب می شود که دارای ضمانت اجرایی و تعمیم در سطح کشور و پذیرش از سوی جامعه می باشد؛ لیکن برای بهره برداری بهینه از آن نیاز به ایجاد ساز و کارهایی جدید و متناسب با زمان و شاید بازنگری در قانون بمنظور رسیدن به یک فرآیند کلی در سطح تصمیم گیری و تنظیم راه کارهایی که بتواند در شرایط بحرانی و جنگ، نیروهای احتیاط را طبق قانون وظیفه عمومی جهت تقویت بنیه دفاعی کشور مهیا نمود می باشد. تا با کمترین مشکلات و هزینه بتوان بدنة نیروهای مسلح کشور را به نیروی بی پایان مردمی متصل نمود و از پشتیبانی مردمی برخوردار سازد. شایان ذکر است که در بازنگری قوانین و طرحریزی برای سازماندهی نیروی احتیاط و ذخیر بایستی به مشکلات ناشی از فراخوانی نیروها، آمار جمعیت ذکور و فعال جامعه، انعطاف پذیری در قانون متناسب با وضعیتهای مختلف و محدودیتهای بودجه ای و... توجه داشت که در صورت بهره مند بودن از چنین نیرویی می توان به منظورهای زیر نایل شد:

       1) تقویت استراتژی بازدارندگی

       2) کاهش نیروهای مسلح در زمان صلح

       3) تکمیل استعداد نیروی انسانی یگان های نیروهای مسلح در مواقع لزوم

       4) تکمیل استعداد نیروی انسانی یگان های احتیاط

       5) تشکیل یگانهای جدید به هنگام نیاز برای تقویت نیروهای مسلح

       6) جایگزینی تلفات و ضایعات نیروی انسانی یگان های شرکت کننده در عملیات

       7) جابجایی و تعویض برخی پرسنل کادر ثابت در ستادها، مراکز آموزشی و یگانهای پشتیبانی، بمنظور استفاده از آنها در یگان های عملیاتی و بالعکس.

ضمناً بایستی به این نکته توجه داشت که این اقدامات تنها می تواند در زمان صلح انجام گرفته، تمرین و نهادینه شود. در غیر این صورت بعد از آغاز جنگ و بروز بحران در کشور امکان احضار، سازماندهی، تجهیز و اعزام بسیار ضعیف تر می گردد.

ب- موانع و محدودیت ها

سیستم دفاعی کشور همواره نیازمند پویایی، آمادگی و بروز شدن است. موقعیت ژئوپلتیکی، وضعیت سیاسی و اجتماعی- فرهنگی، عدم تعهد به قدرت های جهانی و عدم عضویت در پیمانهای دفاعی، حساسیت ها و نیازهای دفاعی کشور را در منطقه و جهان دوچندان می کند. سیستم دفاعی کشور قبل از هر چیز به نیروی انسانی کارآمد نیازمند است. کشورهایی مانند ایران که بارها و بارها مورد تجاوز بیگانگان قرار گرفته اند بایستی همواره از تجارب تاریخی خود بهره ببرند.

بعد از وقوع انقلاب اسلامی در ایران، مردم مسلمان و انقلابی برای دفاع از انقلاب خود از هرگونه فداکاری فروگذار نکرده و قاطبه مردم انقلابی و پیرو خط حضرت امام خمینی(ره) با شور زاید الوصفی در همه صحنه های انقلاب از تظاهرات خیابانی و صحنه های انتخاباتی گرفته تا مقابله با موج ترورهای منافقین، حرکات جدایی طلبانه ضدانقلاب در کردستان و سپس جنگ تحمیلی شرکت چشم گیر داشته و در این راه از نثار جان و مال خود دریغ نکرده است. مردم شریف ایران اسلامی در دوران دفاع مقدس، همواره به درخواست های رهبر کبیر انقلاب برای حضور داوطلبانه در جبهه ها پاسخ مثبت دادند. بویژه پس از اعلام بسیج عمومی از سوی ایشان بعنوان ادای تکلیف شرعی حضور در جبهه ها را فرض می دانستند. بنابراین شیوه بسیج نیروی انسانی برای رفع نیاز جبهه ها از سالهای آغازین جنگ تحمیلی به این ترتیب شد که افراد برای ادای تکلیف دینی و در پاسخ به درخواست مرجع دینی در جبهه حضور یابند و بجز شش ماه خدمت احتیاط برای نیروهای وظیفه، دیگر نیازی به فراخوان مجدد نیروهای احتیاط یا بهره مندی بیشتر از نیروی وظیفه احساس نگردید.

امروز پس از سه دهه از وقایع دفاع مقدس و جنگ تحمیلی که کشور عزیزمان مورد تجاوز بعثیان قرار گرفت وقتی بار دیگر شرایط و حوادث جنگ تحمیلی و میزان توفیقات عملیاتهای انجام شده را مورد بررسی قرار می دهیم معایب، نواقص و کاستی هایی را مشاهده می نماییم. بهره برداری از تجارب هشت سال دفاع مقدس که تجربه ای گرانبهاست شرط عقل و بنا به فرمایش ولی فقیه حکم شرع است.

یکی از این نواقص و کاستی ها بحث نیروی انسانی است. در غالب عملیاتها برآورد نیروی انسانی مکفی صورت نگرفته و یا چنانچه برآورد دقیقی انجام شده، متأسفانه ارگانهای مسؤل در جذب آن ناکام بوده اند. همواره فرماندهان در طول هشت سال دفاع مقدس از حیث کمبود نیروی انسانی رنج برده و بنا به اظهارات آنان، سپاه هیچوقت آمار اعزام نیروهای داوطلب بسیجی تداوم عملیاتهای سپاه پاسدارن را کفایت نکرده است. این در حالی بود که کشور مقابل ما که آمار جمعیتش در زمان جنگ ثلث جمعیت کشور ما بود از توان بسیج کننده بهتری برخوردار بوده و همواره دوبرابر مجموع نیروهای ارتش، سپاه و بسیج، نیروی رزمی در اختیار داشته است.

همین بررسی نشان می دهد در ابتدای تجاوز ارتش بعث که یگانهای نظامی کشور آمادگی لازم را نداشته و از نظر استعداد نیروی انسانی در حد قابل قبولی نبودند. با فراخوان منقضی خدمت های 1356 بعنوان نیروی احتیاط، در کمترین زمان و با کمترین هزینه 85000 نفر نیروهای خط مقدم بوسیله آنان تقویت شد و جبهه مقابل نیروهای متجاوز را کامل کردند. شایان ذکر اینکه در طول دفاع مقدس هیچوقت نتوانستیم یکباره مطابق آمار پیش گفته نیروی داوطلب بسیجی به جبهه ها اعزام نمائیم. بویژه اینکه با طولانی شدن جنگ و استمرار عملیاتهایی که با عدم الفتح مواجه بود از آمار اعزامیان به جبهه ها کاسته شد و فرماندهان برای انجام عملیاتها با مشکل کمبود نیروی انسانی داوطلب مواجه بودند. در عین حال فراریان از دفاع و خدمت موظف سربازی در جبهه ها کم نبودند و نظام مقدس ج.ا.ا بدلیل دوگانگی در بهره برداری از نیروی انسانی(موظف و داوطلب) در جنگ اقدام قابل توجهی نکرد.

تجربه دفاع مقدس نشان داده که نیروی بسیجی علیرغم اخلاص و داوطلب بودن، موظف نیست و در قبال طرح ها و دستورات نظامی در صورت متشرع بودن، فقط به تکلیف شرعی توجه داشته و در این رابطه به قوانین و مقررات پایبندی لازم را ندارد.

نیروهای دفاعی کشوری مانند ج.ا.ا که همواره مورد طمع ابرقدرتهای جهان بوده است بایستی به نیروی تمام نشدنی مردمی باشد. قانون نظام وظیفه که آخرین بار در سال 1363 در مجلس شورای اسلامی تصویب شده، پشتوانه ارزان و بی منتی را برای نیروهای مسلح فراهم نموده است. قانونی که همه جمعیت زیر پنجاه سال ذکور کشور را برای اهداف دفاعی بسیج می کند.

مشکل و مانع اصلی در اجرایی شدن قانون فوق، اجرای طرح نیروی داوطلب بسیجی در کشور است که صرف نظر از معایب آن، در حال حاضر بهترین پشتوانه را از نظر سیاسی- نظامی و حتی اجتماعی- فرهنگی و اقتصادی برای کشور فراهم کرده است. بنابراین به همین دلیل است که پشتیبانی از بسیج بعنوان یک ارگان آزمایش شده در صحنه های مختلف انقلاب و جنگ تحمیلی مورد عنایت و علاقه مسؤلین عالی کشور بویژه مقام معظم رهبری می باشد.

17- پیشنهاد:

با توجه به نیاز ارتش ج.ا.ا به نیروی احتیاط و عدم توفیق قانون احتیاط در شرایط فعلی و بمنظور رفع معایب موجود در نحوه بکارگیری نیروی بسیج، پیشنهاد می شود با تهیه و تصویب قوانین و مقرراتی، نیروی بسیج به نیرویی داوطلب و موظف تبدیل شده و با ساز و کاری جدید مورد استفاده ارتش نیز قرار گیرد.

 

 

 

18- منابع:

1- بوتول، گاستون، جامعه شناسی جنگ، ترجمه، هوشنگ فرخجسته،انتشارات علمی و فرهنگی، تهران1380 

2- رسالة توضیح المسائل حضرت امام خمینی(ره)

3- فردوسی، ابوالقاسم، شاهنامه ج2، انتشارات هرمس، 1382تهران

4- علی بابایی،غلامرضا، تاریخ ارتش ایران، انتشارات آشیان، تهران1382 

5- معین، محمد، فرهنگ فارسی معین ج1، نشر سی گل، تهران1382

6- نورایی، منوچهر، بسیج ملّی ج 1، دانشگاه عالی دفاع ملی1380تهران

7- نوری، حسین، جهاد، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران1366

8- هابز، توماس، لویاتان، ترجمه حسین بشریه، نشر نی، تهران1381

9- یاسین، سرتیپ سوید، اصول و مبانی هنر جنگ در اسلام، دانشگاه امام حسین(ع)، تهران1365

(سرتیپ بازنشسته سید ناصر حسینی)

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۲/۰۷
سید ناصر حسینی

وظیفه

سرباز

نیرو

احتیاط

نظرات  (۳)

۱۴ خرداد ۹۳ ، ۱۵:۵۸ سرباز آموزشی حمیدرضا صمیمی
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت شما یادگار دفاع مقدس
بنده در کلاس معارف جنگ که در پدآفند هوایی و میدان تیر سمنان برگزار کردید.حضور داشتم
من از دیار شهر همدان و شهرستان مریانج هستم
جایی که صد و شصد و دو لاله تقدیم انقلاب اسلامی کرده
شهر سرداران شهید حبیب الله مظاهری سردارن شهید حاجی بابایی سردار شهید یار محمدی و دیگر سرداران شهید در دفاع مقدس و جنگ قبل از جنگ یا همان قائله کردستان...

در کل خاطرات زیادی از جبهه ها شنیده و در تصاویر و فیلم ها دیده ایم... ولی بیشتر خاطرات از دیدگاه رزمندگان در سپاه و بسیج بوده و به ندرت ارتش
امــــا در دوره آموزشی سربازی   من در کلاس معازف جنگ با زحمات بسیـــــــــــــــاری از ارتشی ها آشنا شدم
و بیشتر اهمیت نیروی هوایی در دفاع از میهن اسلامی
در کل کلاس ها فشرده بود ولی هرچه میشنیدم و یا با تصاویر و اسلاید ها می دیدم بسیار جالب بود
کلاس های بسیار بسیار مفیدی بود
اجر شما با خداوند...
باز هم بهخ وب سایت معارف جنگ و وبلاگ شما سر خواهم زد.
فعلا وقت مرخصی ما کم هست
بعد ها خاطره ای از شهید صیاد شیرازی و شهدای شهر همدان و شهر مریانج برایتان ارسال خواهم نمود (در مورد عملیات مرصاد و حرکت منافقین ) ان شاالله
پاسخ:
سلام، از اینکه نظرتان را ارسال کردید متشکرم
سلام علیکم.
یک نفر از من پرسیده چرا به سربازی گذشته اجباری و الان خدمت مقدس گفته می‌شود.
بفرمایید تا استفاده کنیم.
۱۱ مرداد ۹۳ ، ۱۲:۴۰ سیدناصر حسینی
سلام، محمد جان، در زمان امیر کبیر این قانون بنیچه نامیده می شد و در زمان رضاشاه که مجدداً اصلاح و تصویب شد خدمت اجباری گفته شد و در سال 1363 در زمان جمهوری اسلامی که با اصلاح و تصویب شد خدمت وظیفه عمومی خوانده شد اما چون خدمت سربازی بطور مستقیم در دفاع از کشور و تمامیت ارضی انجام می شود اصطلاحاً خدمت مقدس سربازی گفته می شود.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی