...من ینتظر

مِنَ الْمُؤْمِنینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ... وبلاگ شخصی سید ناصر حسینی

...من ینتظر

مِنَ الْمُؤْمِنینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ... وبلاگ شخصی سید ناصر حسینی

طبقه بندی موضوعی

سال اول جنگ

شنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۰۱ ب.ظ

بسمه تعالی

روز پنجشنبه گذشته در یکی از کانال های تلگرامی بنام «وار هیستوری» با یک پوستر زیبا پیامی را دریافت کردم که روز جمعه بعد از ظهر پژوهشگران جوان در یکی از کافه های اطراف دانشگاه تهران گردهمایی دارند تا در مورد سال اول جنگ به بحث می نشینند. من که خودم را کارشناس سال اول جنگ می دانم خیلی کنجکاو شدم که در این زمانه کم توجهی به کم و کیف جنگ ایران عراق در بین جوانان- که اگر اقدامی هم انجام می شود عمدتاً با هزینه های دولتی است.- این جوانان چه کسانی هستند که بعد از ظهر جمعه که همه دنبال استراحت و تفریح و ... هستند با هزینه شخصی جمع شده اند و ... لذا تصمیم به شرکت در این جلسه گرفتم. بعد از اینکه مقدمات شرکت در جلسه را فراهم کردم در موقع مقرر در محل حاضر شدم. در محل جلسه پنج جوان خوش تیپ بین 20 تا 25 سال را دیدم به سرپرستی آقای میلاد حیدری که مدیر کانال هم هست و اینطور که گفتند هرکدام کانالی دارند و همه رسانه ای هستند، خیلی باسلیقه با پورپوینتی سال اول جنگ را که عمدتاً با مطالعه منبع ارتشی تهیه شده بود پرزنت کرد و بعد هم همه با هم به بحث نشستند. برای من خیلی جالب و لذت بخش بود. نکته دومی که توجهم را جلب کرد عنوان تخصصی بود که برای بحث انتخاب شده بود. چون در طول این سی سال که از جنگ ایران و عراق می گذرد در محافل مردمی و غیرنظامی و مردمی همواره از هشت سال دفاع مقدس بحث شروع می شود و معمولاً به کلیاتی اشاره می شود و یا از حماسه ایثارگران و یا حداقل تعدادی از شهدا و رزمندگان گفتگو می شود و معمولاً به خاطره گویی و یا طرح اختلافات ارتش و سپاه تمام می شود اما این دفعه قرار بود در مورد سال اول جنگ بحث شود. من به لحاظ علاقمندی به اینگونه مباحث لذت کافی را ار محفل بردم ولی باز حق سال اول جنگ و یا حتی یک عملیات از سال اول و یا حتی یک روز و یا یک ساعت از عملیات های سال اول که بنظرم از مهمترین بخش هشت سال جنگ است هم ادا نشد. اما این امیدواری را برای من ایجاد کرد که این مباحث در آینده مطرح خواهد شد و نسل جوان انقلاب و ایران خواسته ها و نیازمندی شان را از تاریخ کشور و بویژه از تاریخ نظامی کشور مطرح و مطالبه خواهند کرد. انشاءالله   

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۱۱/۲۸
سید ناصر حسینی

نظرات  (۱)



مادر بلند شد وسط تاریک، سجّاده را به سوی کسی انداخت
که آتش جهنّم موعودش یک‌ریز توی بچّگی من بود


از صبح زود رفت خیابان و ساندیس سیب خورد و فراموشی
مادر شعار داد... نمی‌دانم! آن روز، روز چندم بهمن بود

من در میان بسته‌ی بهمن در یک کافه‌ی شلوغ کشیدم/ درد
زل می‌زدم به پای نحیفم که گستاخ، زیر لرزش دامن بود

مادر دوید توی اتاقش تا زیر پتو به گریه بیفتند.. رفت 
من زل زدم به دفتر شعرم که تنها دلیل گریه نکردن بود

- «این شهرِ مرده دست نخواهد خورد... شب تا ابد شکست نخواهد خورد...
ما سال‌ها برای چه جنگیدیم؟!...»
این آخرین وصیّت دشمن بود ..

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی