...من ینتظر

مِنَ الْمُؤْمِنینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ... وبلاگ شخصی سید ناصر حسینی

...من ینتظر

مِنَ الْمُؤْمِنینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ... وبلاگ شخصی سید ناصر حسینی

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

تاریخ نظامی ایران و فرانسه

جمعه, ۲۰ دی ۱۳۹۲، ۱۲:۴۰ ب.ظ

بسمه تعالی

تاریخ روابط نظامی ایران و فرانسه

 

سید ناصر حسینی[1]                                                                                               آذر 1384

 

چکیده

     آغاز روابط ایران و فرانسه را می توان از سال 1292 میلادی که سفیری از جانب ارغون خان به دربار فیلیپ لوبل پادشاه فرانسه اعزام شد، دانست، ولی بنا به قرائن و شواهد بسیار، تماس ها و مناسبات بین ایرانی ها و فرانسوی ها از مدت ها قبل از این تاریخ وجود داشته است. این رابطه در طول تاریخ ایران در زمان سلسله های صفوی، زندیه، قاجار و پهلوی دستخوش رشد و افولهای مداوم بوده است.

      پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مناسبات سیاسی بین دو کشور در سطح سفیر کماکان برقرار بود. حمایت دولت فرانسه از عوامل ضد انقلاب در این کشور باعث شد که روابط دو کشور در تیرماه 1359 به سطح کاردار تنزل یابد. در دو سال اخیر و در رابطه با بحث تنش هسته ای بین ایران و آمریکا، اتحادیة اروپا با محوریت فرانسه، انگلیس و آلمان نقش میانجی را بازی کرده و سعی دارند این موضوع با استفاده از روش دیپلماسی، حل و فصل شود. شایان ذکر است که در این بین اقدامات پاریس به دلیل شیوه های اعتراض آمیزش نسبت به سیاستهای آمریکا پر رنگ تر و مؤثر تر بوده است.

 

 

1- مقدمه

      فرانسه یکی از کشورهای مستقل و از بنیانگذاران اتحادیة اروپا و تأثیر گذار بر سیاستهای اروپایی است. روابط با این کشور در طول تاریخ سیاست خارجی ایران از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. به همین لحاظ در این مقاله سعی داریم تا به بررسی تاریخ روابط نظامی این کشور با ایران به پردازیم.

 

2- آغاز روابط ایران و فرانسه

      آغاز روابط ایران و فرانسه را می توان از سال 1292 میلادی که سفیری از جانب ارغون خان به دربار فیلیپ لوبل پادشاه فرانسه اعزام شد، دانست، ولی بنا به قرائن و شواهد بسیار، تماس ها و مناسبات بین ایرانی ها و فرانسوی ها از مدت ها قبل از این تاریخ وجود داشته است.

      تا اواسط قرن هفدهم میلادی موانع متعددی بر سر راه رسیدن اروپایی ها به ایران و ایرانی ها به اروپا وجود داشت که مهم ترین آنها مخالفت دولت عثمانی و دولت از یک طرف و مشکلات و خطرات سفر از طرف دیگر بود. ولی با وجود این مشکلات، در دوران صفویه پای سیاحان فرانسوی به ایران باز شد و این مسافران با انتشار سفرنامه های خود توجه و علاقة به ایران را در اروپا به وجود آوردند. (بابایی،1378 :23-63)

 

3- روابط ایران و فرانسه در دورة صفویه:

      لویی سیزدهم پادشاه فرانسه در سال 1636میلادی تصمیم گرفت که با پادشاه ایران رسماً ارتباط برقرار کند و لذا یکی از اشراف فرانسه به نام «لویی دهه» معروف به «بارون دوکورمنن» را به دربار شاه صفی فرستاد. مقصود از اعزام او در ظاهر فقط تبلیغات مذهبی و ایجاد مبادلات تجاری بین دو کشور بود ولی از متن دستور العمل پادشاه فرانسه به نمایندة مزبور، پیداست که جنبة سیاسی نمایندگی عمداً به علت ملاحظة رقابت و خصومت عثمانی نسبت به ایران، تصریح نشده است. در عین حال سفارت لویی دوکورمنن به نتیجه ای نرسید.

      در سال 1644 م کشیشی به نام «رافائل دومان» به اصفهان وارد شد و حدود 51 سال در دربار ایران به سر برد. این کشیش یک ریاضیدان ماهر بود و به هیچ وجه مساعی خود را به وظایف مذهبی محدود نمی ساخت بلکه بیشتر اوقات خود را به مطالعه زبان فارسی و روحیات مردم ایران و اوضاع اداری آن می پرداخت.

      در سال 1664 م از طرف لویی چهاردهم و شرکت فرانسوی هند شرقی یک هیأت سه نفره نزد پادشاه ایران اعزام شد. نمایندگان مزبور دستور داشتند از خاک عثمانی به طور ناشناس عبور کنند، در ژوئیة 1665 به اصفهان رسیدند و با مراسم مفصل و با شکوهی به دربار پادشاه صفوی بار یافتند.(همان)

      یکی از افراد این هیأت به نام «دوژو نشر» در سال 1671م فرمانی از پادشاه ایران در خصوص بازرگانان فرانسه گرفت که می توان آن را اولین توافق بین ایران و فرانسه تلقی نمود. به موجب این فرمان، بازرگانان فرانسوی آزادانه می توانستند سفر کنند و از هرگونه حقوق گمرکی برای صادرات و واردات خود معاف بودند.

      شاه سلطان حسین در ماه مارس 1703 نامة دیگری نزد لویی چاردهم فرستاد که ضمن آن نوشته بود:« منتظر ورود نمایندة فرانسه هستیم که مقررات سابق را تأیید کند.»

      لویی چهاردهم در 1704 سفیری به نام ژوب فابر را با نامه ای به در بار ایران فرستاد. فابر با مشکلاتی که در راه سفر به ایران وجود داشت، رو به رو شد. یعنی علاوه بر مخالفت دولت عثمانی، این بار مخالفت انگلیسی ها هم به آن افزوده شده بود ولی عاقبت با مشقت بسیار به ایران رسید. وی در اوت 1706 بدون اینکه بتواند مأموریت خود را انجام دهد در ایروان درگذشت. پس از مرگ فابر، دربار فرانسه در سال 1706 شخصی به نام پیر ویکتور میشل را از میان اعضای سفارت فرانسه در قسطنطنیه به سمت نماینده انتخاب و به در بار شاه سلطان حسین اعزام داشت. میشا روز 18 مه 1708 رسماً وارد اصفهان شد و روز 7 ژوئن به حضور شاه باریافت. به دنبال مذاکرات این نماینده اولین عهدنامة ایران و فرانسه در سال 1708 منعقد شد.(همان)

        برنار اورکار دیان شار، ایران شناس فرانسوی عقیده دارد: ایران شناسی در فرانسه قدمت چندانی ندارد. فعالیتهای عمدة این کشور در این زمینه بر محور باستان شناسی و شناسایی منابع فرهنگی ایران بویژه دورة ایران باستان متمرکز است. بیشترین تلاش فرانسویان را می توان در حفاری های باستان شناسی در مناطقی چون شوش و پاسارگاد و نیز بازیابی آثار ادبی و  مکتوب ایرانی  اسلامی مشاهده کرد.

      قرن نوزدهم میلادی عدة سفیران فرانسوی که به ایران می آمدند، چندان زیاد نبود اما در این قرن رفته رفته توجه فرانسویان به ایران بویژه در بعد مسائل فرهنگی رو به فزونی گرفت و با ورود مسیونرهای مذهبی و تأسیس مدارس فرانسوی در برخی نقاط ایران از جمله کردستان، شکل تازه ای بخود گرفته است. (ماهنامه خبری:51-55)

       در فاصلة سالهای 1843 تا 1854، دو معمار فرانسوی ( فلاندن و کوست ) به ایران سفر کردند و نخستین گزارش علمی در مورد آثار باستانی ایران (پرسپولیس، پاسارگاد و طاق بستان) را منتشر کردند و نخستین حفاری های باستان شناسی در شوش را در سال 1884 فرانسوی ها بعهده داشتند. در سال 1890، حکومت فرانسه، هیئتی علمی زیر نظر دمورگان (مهندس معدن) را به ایران فرستاد تا در نواحی غرب ایران در بارة زمین شناسی، گیاه شناسی، بوم شناسی و باستان شناسی تحقیق کند که از نتایج این تحقیقات پی بردن به نفت در قصرشیرین بود. (همان)

      البته برنار اورکار به نوعی از سایر روابط ایران و فرانسه مثل روابط نظامی دورة قاجار با ناپلئون طفره رفته و این روابط را در محدودة روابط فرهنگی خلاصه می کند.  

 

4- روابط ایران و فرانسه در دورة زندیه

      پس از آن که روابط سیاسی ایران و فرانسه به علت سقوط سلسلة صفویه تقریباً قطع گردید، فرانسویان تا مدت شصت سال نسبت به ایران علاقه ای نشان ندادند، تا اینکه در سال 1783 کنت دوفریر از طرف لویی شانزدهم پادشاه فرانسه مأمور شد به ایران بیاید و در راه انعقاد هرگونه اتحادی بین ایران، روسیه و اتریش، اشکال تراشی و ممانعت کرده و ایران را به عثمانی نزدیک نماید. نمایندة مزبور وقتی در فوریة 1783 به ایران رسید، ایران دچار هرج و مرج و زد و خورد بین بازماندگان کریم خان زند بود و علی مرادخان زند به علت جنگهای داخلی نتوانست به تقاضای وی ترتیب اثر بدهد ( بابایی،1378 :23-63).

 

5- روابط ایران و فرانسه در دورة قاجاریه

      روابط خارجی ایران از آغاز دوران قاجار عمدتاً به دو کشور روسیه و انگلستان محدود و منحصر می شد. هر دو کشور به خاطر منافع استعماری خود، بویژه در آسیای مرکزی، هند و خلیج فارس، از اوایل قرن نوزدهم رقابت تنگاتنگی با یکدیگر داشتند. ایران به عنوان مرکز ثقل رقابت دو قدرت مزبور از سوی هر دو قدرت به طور مداوم مورد تعرض و تهدید قرار می گرفت. چنین وضع و موقعیتی باعث شد تا دومین پادشاه سلسلة قاجار به فکر چاره اندیشی افتد. بنابراین اندیشة گرایش به قدرت سوم از اینجا ناشی شد.(صالحی:587-597)

      با وقوع انقلاب کبیر فرانسه در سال 1789میلادی روابط بین دو کشورتا مدتی قطع شد تا اینکه در اوایل سال 1796 دو دانشمند فرانسوی به نام های برونیز و اولیویه که به ظاهراز طرف دولت جمهوری فرانسه برای انجام مأموریت علمی به ایران اعزام شده بودند، وارد تهران شدند و نامه ای از طرف ریمون دوور نیتاک(سفیر فرانسه در دربار عثمانی) به حاجی ابراهیم خان اعتمادالدوله صدراعظم آقا محمد خان تسلیم نمودند. در این نامه که در اول سپتامبر 1795 در استانبول نوشته شده بود، سفیر فرانسه پیشنهاد برقراری روابط دوستانه و مبادلات بین دو کشور را داد. حاجی ابراهیم خان در پاسخ به این نامه نوشت: «ما متون سابق معاهدات بین دو کشور را مطالعه و به حسن نیت شما جهت افتتاح باب روابط دوستانه که متضمن استقرار و راحتی مسافرین است، متوجه شدیم و به همین علت مایلیم اساس حسن تفاهم را برقرار کرده و با اعزام سفیر و مکاتبات دوستانه باب اتحاد و اتفاق بین دو کشور را باز سازیم.» در سال 1798 نیز که ناپلئون در مصر بود، نامه ای به آقامحمدخان قاجار نوشت و به وی پیشنهاد اتحاد کرد. ولی این نامه وقتی به تهران رسید که آقامحمدخان به قتل رسید و فتحعلی شاه گرفتار سرکوبی شاهزادگان قاجار و مدعیان سلطنت بود. لذا حاجی ابراهیم خان اعتمادالدوله با جوابی سرسری، آورندة نامه را از سر باز کرد، بنابراین مجدداً برقراری روابط بین دو کشور تا مدتی به تعویق افتاد. بتدریج که زمامدارن ایران از ظهور ناپلئون بناپارت و پیروزی درخشان وی در اروپا بر روس ها و انگلیسی ها و اتریشی ها آگاه شدند توجهشان به اتحاد با فرانسه معطوف گردید. از طرفی ناپلئون نیز به اهمیت راهبردی و منطقه ای ایران در حمله به هندوستان و قطع شریان حیاتی امپراتوری انگلیس پی برد و در سال 1802 به مارشال برون (سفیر فرانسه در دربار عثمانی) مأموریت داد تا با دولت ایران وارد مذاکره شود. اجرای این دستور مدتی به تأخیر افتاد تا اینکه در دوم اکتبر 1803 پرنس دوتالیران وزیر امورخارجة فرانسه به کنسول فرانسه در بغداد دستور داد که جداً برای گشایش باب دوستی و اتحاد با دولت ایران اقدام نماید (بابایی،1378 :23-63)

      اشغال ناگهانی شهرهای شمالی قفقاز توسط روسیه و بی اعتنایی دولت انگلستان نسبت به ایران به خصوص شرایط بسیار سنگینی که برای اعطای کمک نظامی خود قایل شده و تقریباً آن را تعلیق به محال کرده بودند، باعث شد که توجه دولت ایران جداً به فرانسه جلب گردد. در دسامبر 1803 که فتحعلی شاه شخصاً به ایروان رفته بود تا خوانین و سرکردگان آنجا را به مقاومت علیه روس ها تشویق نماید، داود (خلیفة ارمنی اوچ کلیسا) با پادشاه ایران ملاقات و وی را به نوشتن نامه به ناپلئون و متحد شدن با وی تشویق کرد. نامة فتحعلی شاه را دو تاجر ارمنی به طور محرمانه به فرانسه بردند و در فوریة 1804 جواب آن را به تهران آوردند. ناپلئون در نامة خود مجدداً به برقراری روابط دوستانه بین دو کشور اظهار علاقه کرده و پیشنهاد نموده بود که ایران و فرانسه از دو طرف به روسیه حمله کنند.(همان: 23-63)

       فتحعلی شاه پاسخ ناپلئون را به وسیلة مارشال برون (سفیر فرانسه در عثمانی) فرستاد و از پیشنهاد اتحاد با فرانسه استقبال کرد و متذکر شد که عقد قرارداد با ایران ممکن است راه لشگرکشی به هندوستان را برای فرانسه باز و دست انگلیسی ها را از مستعمره هایشان در آسیا کوتاه سازد. پس از دریافت پاسخ مثبت و مساعد فتحعلی شاه، ناپلئون دو هیأت به ایران اعزام نمود. سرپرستی هیأت اول با «ژوبر» منشی مخصوص و مترجم زبان های شرقی امپراتور فرانسه بود و سرپرستی هیأت دوم هم به «سروان رومیو» آجودان مخصوص ناپلئون واگذار گردید و به نامبردگان سفارش اکید شد که مأموریت خود را محرمانه نگهدارند و بخصوص نگذارند جاسوسان انگلیسی که در خاک عثمانی فراوان بودند، از مأموریت آنها آگاه شوند. اما سرهارد فورد جونز(سرکنسول انگلیس در بغداد) توسط یک جاسوس ارمنی که در دستگاه عباس میزا ولیعهد در تبریز وجود داشت، از موضوع مطلع شد و تمام سعی و کوشش خود را برای جلوگیری و ممانعت از انجام مأموریت این دو هیأت به کار برد.(همان: 23-63)

      سروان رومیو در 24 سپتامبر 1805 وارد تهران شد و نامة امپراتور فرانسه را به فتحعلی شاه تسلیم کرده و ده روز بعد در اثر بیماری درگذشت. ناپلئون در نامة خود بعد از تعارف و تمجید از اوضاع ایران و صفات دلاوری و رشادت ایرانی ها، از خطرات پیشرفت روسیه و آزمندی انگلستان و زیان وسعت یافتن نفوذ وقدرت آن کشور در هندوستان گفتگو و بسیار گوشزد کرده بود که ایران باید به سرعت در فکر تشکیل و تنظیم ارتش خود باشد و آن را با اسلحه و توپخانة جدید تجهیز نماید و امپراتور فرانسه حاضر است هرگونه مساعدتی که لازم است به ایران بدهد.(همان)

      ژوبر فرستادة دوم ناپلئون، که در خاک عثمانی به اتهام جاسوسی دستگیر شد و مدت چهار ماه در زندان بود، سرانجام در اثر دخالت و اعتراض دولت ایران آزاد شد و در 5 ژوئن 1806 به تهران رسید و نامة دیگر ناپلئون را به فتحعلی شاه تقدیم کرد. در این نامه نیز امپراتور فرانسه نوشته بود که پادشاه ایران نباید بگذارد آنچه را که آقامحمدخان به زور شمشیر بدست آورده به رایگان از دست برود و باید از رفتار سوداگران انگلیسی که با تاج و تخت هندوستان بازی می کنند، درس عبرت بگیرد و در نیرومندی ارتش و تجهیز آن با سلاحهای آتشین همت گمارد. ناپلئون تأکید کرده بود که پادشاه ایران می تواند به وسیلة حامل نامه بنویسد که به چه چیز احتیاج دارد تا روابط دوستی و تجاری که از قدیم بین دو کشور برقرار بوده مجدداً دایر و ملت های ایران و فرانسه مقتدر تر و متمول تر شوند.

      ژوبر در تهران بیمار شد و فتحعلی شاه از ترس اینکه مبادا او هم مانند رومیو تلف شود، با عجله پیشنهاداتی تهیه و به وسیلة او جهت دولت فرانسه فرستاد. ژوبر در اوایل ژانویة 1807 به پاریس رسید و ناپلئون پس از ملاحظة پیشنهادات فتحعلی شاه «لابلانش» و «سروان اگواست بونتان» را در فاصلة ماههای ژانویه و مه 1807 به تهران فرستاد. ناپلئون در نامه ای که توسط لابلانش برای شاه ایران ارسال کرد ضمن بر شماری پیروزیهای خود وی را به حمله به گرجستان و تسخیر خاک روسیه از جانب شرق تشویق کرد و آمادگی کشورش را نیز برای پذیرفتن سفیر فوق العادة ایران جهت انعقاد عهدنامة دوستی و کمک نظامی اعلام داشت. و بدینسان مقدمات امضای عهدنامة فین کنشتاین فراهم گشت.(همان)

 

6- عهدنامة فین کنشتاین و پی آمدهای آن:

      در فوریة 1807 دولت روسیه که در جنگ با فرانسه شکست خورده بود، سفیر فوق العاده ای به نام استیفانو به منظور انعقاد معاهدة صلح به تهران فرستاد و فتحعلی شاه به اتکای دولت فرانسه، پیشنهاد او را بدون جواب گذاشت و با عجله  هیئتی را به ریاست رضاخان بیگلربیگی با هدایای گرانبها به ارزش تقریبی پانصد هزار تومان به دربار ناپلئون فرستاد. امپراطور فرانسه که در آن هنگام در اردوگاه «فین کنشتاین» واقع در پروس شرقی به سر می برد، سفیر ایران را به گرمی بسیار پذیرفت و پس از چند روز مذاکره، در چهارم مه 1807 عهدنامه ای در 16 ماده از طرف « میرزا رضاخان» سفیر فوق العادة ایران و «کنت دو شامپانی» وزیر امورخارجة فرانسه به امضا رسید.

      به موجب عهدنامة فین کنشتاین، امپراطور فرانسه استقلال ایران را تضمین و گرجستان را هم متعلق به ایران دانسته و تخلیة آن را مورد نظر قرار داده و متعهد شده بود توپ های صحرایی و تفنگ و سایر سلاحهایی را که پادشاه ایران لازم دارد به قیمت مناسب به او واگذار کند و تعدادی افسر توپخانه و مهندس پیاده نظام برای تعلیمات قشون ایران اعزام نماید. در مقابل دولت ایران متعهد شده بود که بلافاصله روابط سیاسی و اقتصادی خود را با انگلیس قطع نموده و به دولت مزبور اعلان جنگ بدهد، وزیر مختاری که به بمبئی فرستاده بود احضار نماید، هرگونه ارتباط زمینی و دریایی با انگلستان را قطع کند و در هر جنگی که انگلستان و روسیه هم عهد شوند، دولتهای ایران و فرانسه نیز به همان ترتیب رفتار و علیه آنها به طور متحد قیام نمایند. در موقع حمله به هندوستان، دولت ایران راه عبور بدهد و کمکهای لازم را برای عبور قشون فرانسه به عمل آورد و هر وقت که فرانسه به خلیج فارس وارد شود کلیة نیازهای آنان را برآورده و ضمناً سکنة قندهار و افغان را بر ضد انگلیسی ها بشورانند. (بابایی،1378 :23-61)

      ناپلئون بلافاصله پس از انعقاد عهدنامة فین کنشتاین دستور تدارک اسلحه و مهمات جهت ارسال به ایران را داد و ژنرال گاردان را با مقام وزیرمختاری در رأس یک هیأت دویست نفری برای تعلیم ارتش به ایران فرستاد.

      در این قسمت اشاره به بخشی از دستورالعمل هشت صفحه ای ناپلئون با امضای وی به ژنرال گاردان هنگام اعزام به ایران خالی از فایده نیست.

         "از اردوگاه فین کن اشتاین به تاریخ دهم مه 1807 میلادی/30 صفر 1222 ه.ق - آقای سرتیپ گاردان باید در اسرع اوقات ممکنه به ایران برسد و پانزده روز پس از ورود قاصدی و یک ماه بعد یکی از صاحب منصبان همراه خود را به فرانسه روانه نماید.- در موقع عبور از استانبول باید کمال احتیاط و مراقبت را رعایت کند تا مکاتبات بین او و وزیر روابط خارجه با او به سرعت انجام گیرد و اگر ممکن باشد که این کار به وسیلة عمال باب عالی صورت یابد هر هشت روز به هشت روز راپرت های خود را بفرستد -  تمام مراسلات به هر درجه از اهمیت که باشد چه به عنوان وزیرخارجه چه به عنوان سرتیپ سباستیانی(سفیر فرانسه در استانبول) باید به رمز نوشته شود." (اعتضادالدوله :109-117)

هیأت نظامی فرانسه در 24 دسامبر 1807 وارد تهران شد و گاردان تمام کوشش خود را برای انجام وظیفة اصلی خویش که لشگرکشی به هندوستان بود، به کار برد. تمام راهها و نقاط سوق الجیشی ایران مورد مطالعه قرار گرفت و نقشة خط سیر قوا ترسیم و بنادر دریای خزر و خلیج فارس با نهایت دقت از طرف کارشناسان فرانسوی بازدید شد. جزیرة خارک نیز برای مقاصد نظامی در اختیار فرانسوی ها گذارده شد. ضمناً ژنرال گاردان برای جلب حمایت فتحعلی شاه، با کوشش خستگی ناپذیری به تجدید سازمان ارتش ایران پرداخت. ارتش ایران تغییر عمده ای نکرده و هنوز به صورت سواره نظام عشایری اداره می شد. فرانسوی ها یک کارخانةتوپ ریزی در اصفهان و یک زرادخانه در تهران دایر کردند و یک صنف توپخانه صحرایی مجهز به بیست عراده توپ تأسیس نمودند. سروان وردیه هم که در تبریز تحت نظر عباس میرزا ولیعهد انجام وظیفه می کرد، در مدت کوتاهی چهارهزار سرباز به طرز اروپایی تربیت کرد. (بابایی، 1378 :23-61)

      در همان حال فتحعلی شاه سرتیپ عسگرخان افشار ارومی را سفیر و به دربار امپراطور فرانسه فرستاد که در 21 ژانویة 1808 قراردادی دربارة تحویل بیست هزار قبضه تفنگ با دولت فرانسه امضا کرد. در 23 ژانویة 1808 نیز یک معاهدة بازرگانی در 23 ماده بین میرزاشفیع خان مازندرانی صدراعظم و ژنرال گاردان به امضا رسید و روابط ایران و فرانسه وارد عالی ترین سطح خود گردید. بدیهی است دولت انگلستان که دشمن دیرینة ناپلئون و فرانسوی ها بود با تمام قوا برای شکست مأموریت ژنرال گاردان کوشش می کرد (همان).

 

7- قطع روابط دو کشور

      پس از انعقاد عهد نامة «تیلسیت» بین ناپلئون و تزار روسیه در 7 ژوئیة 1807، تغییرات زیادی در اروپا و دنیا به وجود آمد و ایران ناگهان در سخت ترین شرایط، به حال خودش واگذار گردید. ناپلئون در «تیلسیت»  اصلاً مسألة ایران را با تزار روسیه مطرح نکرد و در واقع متحد خود را در برابر روسیه تنها گذاشت. در نتیجه، ارتش تزار که به علت انعقاد صلح با فرانسه از جبهة اروپا آزاد شده بود، به جبهة قفقاز اعزام گردید تا جنگ را با شدت هرچه تمام تر بر علیه ایران و عثمانی ادامه دهد(همان).

    چون ژنرال گاردان و افسران فرانسوی کوشش و حرارت زیادی جهت تجدید سازمان و تسلیح ارتش ایران با سلاح های جدید نشان می دادند ژنرال گودویچ (روسی) در 21 مه 1808 نماینده ای به نزد ژنرال گاردان فرستاد و به وی پیغام داد که به عنوان سفیر کشوری که با امپراطوری روسیه متحد شده است، در سیاست دولت ایران که بر ضد مصالح روسیه می باشد دخالت نکند(همان).

      در اوایل اکتبر 1808 نیروهای ژنرال گودویچ برخلاف اطمینان های گاردان مبنی بر این که روس ها تا انجام مذاکرات صلح مبادرت به حمله نخواهند کرد، به ایروان هجوم بردند و کرانه های دریای خزر را گلوله باران کردند ولی مجموعاً نتوانستند کاری از پیش ببرند. این بار افسران فرانسوی که در خدمت ارتش ایران بودند از شرکت در عملیات نظامی علیه روسها خودداری کردند و دولت ایران در وضعیت نامناسبی قرار گرفت. بدنبال این موضع گیری فرانسویان دولت ایران معترض گردیده و اجرای مواد عهدنامه فین کنشتاین را که استقلال و تمامیت ارضی ایران را تضمین کرده بود یادآور شد. چون قبلاً دولت ایران رسماً از فرانسه خواستار میانجیگری بین ایران و روسیه شده بود، دولت فرانسه صریحاً میانجیگری را رد کرد و پیشنهاد نمود در این مورد از انگلستان کمک بخواهد. به این ترتیب روابط بین ایران و فرانسه به سردی گرائید و ژنرال گاردان در 12 فوریة 1809 اجازة مرخصی گرفت. ناپلئون هم در همان موقع به سرتیپ عسکرخان اجازة مراجعت داد و روابط ایران و فرانسه قطع گردید(همان).

 

8- برقراری مجدد روابط و تأسیس سفارت ایران در فرانسه

      بعد از سردی و قطع روابط در زمان ناپلئون علیرغم اینکه چند مرحله دو دولت اقدام به اعزام سفیر نمودند لیکن این اقدامات بی نتیجه ماند. بویژه اینکه امیرکبیر زیر بار هرگونه امتیاز طلبی های«کنت دوسارتیژ» رئیس هیأت اعزامی از فرانسه در سال 1840 نرفت. بنابراین تا سال 1855 هر گونه تجدید روابط جدی بین دو کشور با عدم توفیق مواجه گردید. تا اینکه ناپلئون سوم پس از جلوس بر تخت امپراتوری، مجدداً نسبت به ایران علاقمند شده بود، لذا در ژوئیة 1855 هیأتی به ریاست «پروسپه بوره» به تهران اعزام داشت، وی روابط بسیار صمیمانه ای  با دربار ایران ایجاد کرد(بابایی، 1378 :23-61).

      بوره که در معیت کنت دوگوبینو به ایران آمده بود، یک عهدنامة تجاری با میرزا آقاخان نوری منعقد نمود. پس از عزیمت بوره در اکتبر 1856، کنت دوگوبینو کاردار شد و تا سال 1858 در این سمت باقی ماند و سپس یک بار دیگر در اکتبر 1861 به عنوان وزیرمختار به ایران اعزام گردید. ناپلئون سوم همواره نسبت به ایران اظهار دوستی و صمیمیت می کرد.

      متقابلاً ناصرالدین شاه نیز در سال 1857 فرخ خان امین الملک غفاری یکی از رجال دربار خود را به فرانسه فرستاد. فرخ خان امین الملک در 25 ژانویة 1857 با تشریفات با شکوهی به حضور امپراطور فرانسه رسید. هدف از اعزام وی به دربار ناپلئون سوم این بود که ناپلئون در عقد قرارداد صلح بین ایران و انگلیس در مسئلة هرات میانجیگری کند. ناپلئون حاضر به میانجیگری شد و بر اثر دخالت او بود که عهدنامة صلح بین ایران و انگلیس در چهارم ماس 1857 بین فرخ خان امین الملک و سفیرکبیر انگلیس در پاریس منعقد شد(همان).

      فرخ خان امین الملک طی اقامت خود در فرانسه، سفارت ایران در پاریس را تأسیس کرد. پس از جنگ 1870 و سقوط ناپلئون سوم و اعلام جمهوری در فرانسه، روابط میان دو کشور هم چنان به حالت دوستانه ادامه یافت و ناصرالدین شاه که به زبان فرانسه آشنا بود در هر سه سفر خود به اروپا، از فرانسه بازدید کرد. در سفر اول وی در سال 1873، از طرف شهرداری پاریس خیابانی به نام تهران نام گذاری شد. در سفر سوم ناصرالدین شاه از طرف کارنو رییس جمهوری آن کشور مورد پذیرایی قرار گرفت و در ضمن از نمایشگاه جهانی پاریس که به مناسبت یکصدمین سالگرد انقلاب کبیر فرانسه برپا شده بود، بازدید کرد. مظفرالدین شاه نیز دوبار به فرانسه مسافرت نمود (همان).

9- روابط فرهنگی

      روابط فرهنگی ایران و فرانسه از زمان فتحعلی شاه و آمدن ژنرال گاردان و همراهانش به ایران آغاز شد. سپس معلم های فرانسوی در مدرسة دارلفنون ایران و شاگردان ایرانی در مدارس فرانسوی به تعلیم و تعلم مشغول شدند. هفت سال پس از تأسیس دارالفنون، دولت چهل و دو تن از بهترین فارغ التحصل ها را برای آموختن فنون مختلف به فرانسه اعزام داشت که در سال 1237 شمسی وارد پاریس شدند و پس از خاتمة تحصیلات به ایران باز گشتند. در سال 1900 میلادی نیز مدارس پسرانة سن لویی و دخترانة ژاندارک در تهران تأسیس شد.

      رضاشاه نیز برای گسترش روابط سیاسی و فرهنگی با فرانسه اهمیت زیادی قائل بود، وی در زمانی که پست وزارت جنگ را بعهده داشت، تعداد 60 نفر کارشناس نظامی فرانسه را برای آموزش ارتش استخدام کرد. در سال 1306 شمسی که کاپیتولاسیون رسماً لغو گردید، دولت فرانسه اولین دولت اروپایی بود که اقدام ایران را تأیید کرد. در سال 1307 ش که قانون اعزام دانشجو به اروپا به مرحلة اجرا در آمد، تعداد زیادی دانشجو به فرانسه اعزام شدند. هم چنین در سال 1306 جمعی از کارمندان ادارة پست و تلگراف برای فراگرفتن فن مخابرة تلگراف بیسیم به فرانسه اعزام شدند. در این دوره تعدادی از استادان فرانسوی نیز در مدارس عالی کشور به تدریس اشتغال داشتند(بابایی، 1378 :23-61)

 

10- روابط نظامی ایران و فرانسه در دوران قاجار

      ایران برای سازماندهی تشکیلات نظامی و آشنایی قشون خود به کاربرد یا ساخت سلاح های جدید، غالباً از وجود مستشاران نظامی، متخصصین، سوئدی، انگلیسی، روسی و در بعضی موارد فرانسوی استفاده می کرد. لذا در این قسمت به روابط محدود نظامی ایران و فرانسه اشاره می شود.

      اول فروردین سال 1316قمری/21مارس 1899 ژنرال فرانسوا ملتا از ارتش فرانسه با سالی هزارو دویست تومان در چهار قسط سه ماه به سه ماه، برای تعلیم و مشاقی به استخدام ارتش ایران در می آید که بعداً این قرارداد برای سه سال دیگر با چهارصد تومان اضافه مواجب تمدید شد. (غفاری، 1382 :365)

      در پی نامة مظفرالدین شاه به مشیرالدوله وزیر امور خارجه، یمین السّلطنه دستور ساخت تفنگ دولول به لوپاژ Lepage با همان فشنگ ساخته شده برای تفنگ یک لولی که قبلاً ساخته بود را داد. ضمن تأکید در اجرای فوری دستور فوق، سفارش تهیة ده هزار عدد، از فشنگی که برای نمونه فرستاده شده بود داده شد.

      در مجموع می توان گفت آماری که از اسلحة خریداری شده توسط حکومت قاجار ارائه شده است، پنجاه واگون توپخانة جدید و جبّه خانه، چهل واگون عبارت از دوازده هزار تفنگ مشهور لوبل با سه میلیون و ششصد هزار فشنگ مخصوص آنها را بدست می دهد (همان: 367) البته در مورد کیفیت اسلحة خریداری شده شک و تردیدهایی وجود داشت که بعدها هیأتی از طرف دولت های ایران و فرانسه این موضوع را بررسی کردند.

      از دیگر روابط مهم نظامی ایران و فرانسه در دورة قاجار بازدید کشتی های جنگی فرانسه از بنادر ایران در خلیج فارس است که به خاطر مخالفت انگلیسی ها بندرت اتفاق می افتاد. با این وجود در سال 1318 ه.ق کشتی های جنگی فرانسه پس از بازدید از محمره (خرمشهر)، بصره و بوشهر، تصمیم حرکت به طرف بندرعباس و مسقط گرفت. علت آمدن کشتی جنگی فرانسوی به طرف خلیج فارس، گفتگوی چند نفر تبعة فرانسوی ساکن مسقط در مورد بدست آوردن انبار ذغال ذکر شد(همان: 378).

 

11- روابط ایران و فرانسه در زمان رضاشاه

      مهمترین رویداد در روابط ایران و فرانسه در دورة سلطنت رضاشاه، قطع روابط دو کشور در سال 1315 و تجدید روابط در خرداد 1318 بود. آنچه به عنوان علت اصلی قطع روابط ذکر شده این است که «اکسل سیور» روزنامة فرانسوی چاپ پاریس طی مقاله ای از سیاست های رضاشاه در مورد تصاحب املاک مردم انتقاد کرد. اما رضاشاه که تاب تحمل هیچ نوع انتقادی را نداشت، بلافاصله به «القاسم فروهر» وزیرمختار ایران در پاریس در تاریخ9 بهمن 1315 دستور بازگشت به تهران را صادر کرد و روابط دو کشور قطع کردید.

      قطع روابط دو کشور یک سال و نیم به طول انجامید، تا این که سرانجام در اردیبهشت 1318، آلبرلوبرن رئیس جمهور فرانسه هیأت فوق العاده ای به ریاست ژنرال ماکسیم وگان فرماندة کل نیروهای فرانسه در سوریه و لبنان را به تهران فرستاد تا ضمن شرکت در جشن های عروسی ولیعهد(محمدرضا و فوزیه)، از رضاشاه عذرخواهی و رفع کدورت نماید. رضاشاه این عذرخواهی را پذیرفت و در خرداد 1318، انوشیروان سپهبدی را به سمت وزیرمختار ایران به پاریس فرستاد و روابط دو کشور عادی شد(بابایی، 1378 :23-61)

 

12- روابط از جنگ جهانی دوم تا سقوط رژیم پهلوی

      مناسبات سیاسی ایران و فرانسه تا اوایل جنگ جهانی دوم همچنان حسنه بود. پس از پایان نبرد فرانسه و انتقال دولت جدید به «ویشی» سفارت ایران نیز از مهر ماه 1319/ اکتبر 1940 به ویشی منتقل شد. پس از انعقاد قرارداد سه جانبة ایران، انگلستان و اتحاد جماهیر شوروی و پیوستن ایران به صف متفقین، دولت ایران در30مارس1942/10فروردین1321 روابط سیاسی با ویشی را قطع کرد. ولی در ژوئن1944/خرداد1323 که حکومت موقت جمهوری فرانسه به ریاست ژنرال دوگل در الجزایر تشکیل شد، دولت ایران یکی از اولین دولتهایی بود که حکومت موقت فرانسه را به رسمیت شناخت و در مردادماه همان سال وزیرمختار و نمایندة فوق العاده ای به الجزایر اعزام داشت و پس از ورود دوگل به پاریس در اوت 1944،سفارت ایران نیز به پاریس منتقل گردید(بابایی، 1378 :23-61)

      در دورة سلطنت پهلوی دوم، تحولات زیر در روابط ایران و فرانسه صورت گرفت:

  1. دوگل در دسامبر 1944 و هنگام سفر به شوروی، در تهران برای نخستین بار با شاه ایران دیدار کرد و این دیدار زمینة یک دوستی طولانی بین آنها را فراهم کرد.

  2 . در 24 شهریور 1324، سفارت ایران در پاریس به درجة سفارت کبرا ارتقا یافت.

  3 . سفرهای شاه به فرانسه در شهریور 1327 و 1340

  4 . سفر ژنرال دوگل به ایران در اکتبر سال 1963/ مهر1342، هدف دوگل از این مسافرت تقویت نفوذ فرانسه در خاورمیانه، با توجه به موضع مستقل او در برابر آمریکا بود.

  5 . سفر شاه به فرانسه در سال 1348 و ملاقات با ژرژپمیدور(نخست وزیر) و رییس جمهور فرانسه.

  6 . شرکت نخست وزیر فرانسه در جشن های 2500 ساله (مهر1350)

  7 . سفر شاه به فرانسه در تیرماه 1353 و دیدار با والری ژیسکاردستن رییس جمهور فرانسه

توضیح اینکه در ضمن این دیدارها قراردادهای اقتصادی قابل ملاحظه ای بین سرا دو کشور به امضا می رسیده است.

 

13- روابط نظامی ایران و فرانسه تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی      

    روابط نظامی قبل از پیروزی انقلاب علیرغم وجود روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی سطح بالا از سطح قابل قبولی برخوردار نبوده و این روابط حداکثر در چند مورد به شرح زیر بوده است:

  1) خرید دوازده فروند ناوچه تندرو« لاکمباتانت » توسط ایران از فرانسه

  2) اعزام سالیانه یک یا دو نفر دانشجو به دانشکده افسری « سن سیر»

  3) اعزام سالیانه یک نفر افسر ارشد جهت طی دورة دانشگاه جنگ فرانسه

  4) اعزام وابستة نظامی توسط طرفین ( اسناد موجود در ادارة دوم ستاد مشترک آجا )

 

14- روابط ایران و فرانسه پس از انقلاب اسلامی

     1-14- آغاز روابط:

      پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مناسبات سیاسی بین دو کشور در سطح سفیر برقرار بود و ایران اولین سفیر خود، شمس الدین امیر علایی را به فرانسه اعزام کرد. وی در خردادماه 1358 در کاخ الیزه استوار نامة خود را تسلیم والری ژیسکاردستن رییس جمهور وقت فرانسه کرد. ژیسکاردستن در این دیدار گفت:«فرانسه مانند ایران عقیده دارد که این حق هر ملتی است که شخصاً و بدون کوچکترین دخالتی از جانب یک دولت خارجی، آیندة خود را مشخص و راه رسیدن به آیندة خود را دنبال نماید.» وی در پایان نطق خود یادآور شد که فرانسه کشوری است که درهایش برای همکاری بین المللی و برای ترقی و صلح بیشتر باز است.

      در این دوره فرانسه هنوز از مواضع قطعی جمهوری اسلامی ایران در زمینة سیاست خارجی آگاه نبود و با توجه به حضور دولت موقت، احتمال اتخاذ مواضع انقلابی را از سوی ایران نمی داد. امام(ره) در پیام خود به رییس جمهور فرانسه که توسط سفیر ایران به وی تسلیم شد چنین فرمودند:« من خیلی از دوستان فرانسوی خود متشکرم که به من فرصت دادند صدای حق و حقیقت را از پاریس به ملت ایران برسانم و این انقلاب را رهبری کنم ولی من از دوستان فرانسوی خودم هیچ انتظار نداشتم که برای مشتی جانی، مشتی دزد، مشتی شکنجه گر، مشتی آشوبگر و مشتی ضد بشر، حقوق بشر را به رخ ما بکشند و به میان آورند. زیرا اینها آدم کش بودند و بشر را می کشتند.» (بزرگمهری،1375 :38-53)

 

     2-14- تیرگی روابط:

      حمایت دولت فرانسه از عوامل ضد انقلاب در این کشور باعث شد که روابط دو کشور در تیرماه 1359 به سطح کاردار تنزل یابد. البته مواضع دولت فرانسه، پس از آگاهی از سیاست خارجی جدید جمهوری اسلامی ایران که مبتنی بر اصول انقلابی مانند نفی کامل و بدون قیدو شرط سلطة آمریکا و هم پیمانانش برکشور، تکیه بر شعار نه شرقی- نه غربی، پشتیبانی تز حرکت های اسلامی و آزادیبخش ملت ها و دوستی با دولت های مستضعف آفریقایی و آسیایی بود، دستخوش تغییراتی شد. اما این روابط با فرار بنی صدر رییس جمهور مخلوع و منافقین به فرانسه و آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران مجدداً تیره و خصمانه شد که این مرحله از روابط تا پایان جنگ تحمیلی ادامه یافت. عمده ترین ریشه های این تیره گی روابط عبارت بود از :

 الف) تجمع ضد انقلابیون و فراری ها در فرانسه

  ب) حمایت های نظامی و اقتصادی فرانسه از رژیم عراق در طول جنگ تحمیلی

  ج) مسدود کردن باز پرداخت وام یک میلیون دلاری ایران به فرانسه (همان)

که با توجه به نظامی بودن رویکرد این گزارش صرفاً به توضیح مختصر بند ب اکتفا می شود.

 

     3-14- حمایتهای تسلیحاتی و اقتصادی فرانسه از عراق در طول جنگ تحمیلی:

      آغاز روابط گستردة عراق و فرانسه به سال 1976 میلادی باز می گردد. در آن سال صدام حسین ضمن بازدید از فرانسه موفق شد قراردادهای متعددی از جمله در زمینة برپایی راکتور هسته ای در عراق و تجهیز عراق به فن آوری و کارشناس های اتمی و همچنین نظارت فرانسه بر ایجاد متروی بغداد به امضا برساند. ژاک شیراک نخست وزیر وقت فرانسه در دورة ریاست جمهوری ژرژپمیدور از صدام به عنوان مردی یادکرد که روابط عراق و فرانسه را بنیاد نهاده است. نزدیکی عراق به فرانسه را به این نحو می توان تحلیل کرد که فرانسه با ارائة چهره ای مستقل از سیاست خارجی خود در زمینة مسایل بلوک غرب، می توانست به خوبی نقش واسطه را در نزدیک شدن عراق به غرب ایفا کند. از سوی دیگر، دولت عراق تمایل داشت ضمن حفظ روابط با شوروی سابق، از فن آوری و مزایای ارتباط با غرب نیز بی بهره نماند؛ لذا واردات تجهیزات نظامی عراق از شوروی 95 درصد در سال1972 به 63 درصد در سال 1979 کاهش یافت و این در حالی بود که طی سال های 79-1978 واردات تجهیزات نظامی عراق از فرانسه بالغ بر 2/2 میلیارد دلار بود و در سال های بعد نیز افزایش چشم گیری پیدا کرد.(همان)

      تهاجم گستردة ارتش عراق به ایران و آغاز جنگ تحمیلی در 31 شهریور 1359، زمینة همکاری عراق و فرانسه را در زمینة تسلیحات نظامی افزایش داد.

      با به قدرت رسیدن سوسیالیست ها در فرانسه، زمینة همکاری رژیم عراق که تمایلات سوسیالیستی داشت با فرانسه افزایش یافت. دولت جدید سوسیالیست فرانسه حملة اسراییل را به راکتورهای اتمی عراق (خرداد1360) محکوم کرد و میتران قول داد که فرانسه در عملیات بازسازی این راکتورها مشارکت خواهدکرد. (همان)

      فرانسوا میتران رییس جمهور وقت فرانسه در نوامبر 1982 در دیدار رسمی خود از مصر، در مصاحبه ای ضمن یاد آوری اهمیت جنگ ایران و عراق، به سیاست دیرینة کشورش دایر بر حفظ موازنة هزارساله بین جهان عرب و جهان فارس اشاره کرد و گفت:« مایل نیستیم عراق در این جنگ مغلوب گردد و موازنة نظامی میان جهان عرب و ایران باید حفظ شود.» (اطلاعات 17/9/1361 بنقل از رویتر)

      دولت عراق که نقشه های وسیعی برای تهاجم به ایران داشت، پیشاپیش به زمینه سازی دیپلماتیک نزد کشورهای اروپای غربی به ویژه فرانسه پرداخت. در ژوئن 1980، یعنی دو ماه پیش از آغاز تهاجم ارتش عراق به ایران، سعدون حمادی وزیر امور خارجة عراق از پاریس دیدار کرد و دو دولت تشابه نظرات خود در خصوص مسایل خاورمیانه و توافق دو کشور را برای دور نگهداشتن منطقة خلیج فارس از درگیری های بین المللی اعلام کردند. با آغاز تجاوز نیروهای عراقی به خاک ایران، سفرهای سیاسی دولتمردان عراق به فرانسه بیشتر شد. در طول سه ماه اول جنگ، طارق عزیز دوبار به پاریس رفت و در جریان سفر دوم در 5 نوامبر 1980 در مورد تحویل 60 فروند جنگنده بمب افکن میراژ اف-1 که به تعویق افتاده بود با رییس جمهور فرانسه مذاکره کرد (بزرگمهری،1375 :38-53)

      در اوایل سال 1983 طارق عزیز دوبار دیگر از پاریس دیدن کرد و طی مذاکراتی با میتران و سایر مقام های بلندپایة فرانسوی برای جلب رضایت فرانسه در خصوص تعویق باز پرداخت بدهی های عراق، دادن اعتبارهای جدید و نیز سفارش تسلیحات بیشتر به مذاکره پرداخت. در جریان این دیدار فاش شد که خریدهای عراق 40 درصد کل فروش فرانسه طی سال 1982 را تشکیل میداده است. قسمت عمدة معاملات دو کشور حول خرید جنگ افزار مدرن از فرانسه دور می زد. عراق از 1977 تا 1985 حدود 8/11 میلیارد دلار جنگ افزار مدرن از فرانسه خریداری کرده است و بخش مهمی از بهای آن به صورت فروش نفت خام به آن کشور پرداخت می شده است. (همان) طبق اسناد موجود، قبل از جنگ تحمیلی تا سال 1988 حدود 450 شرکت بین المللی از عراق پشتیبانی تسلیحاتی کرده اند که قریب 60 مورد این  معاملات تسلیحاتی بین شرکتهای فرانسوی و عراق صورت گرفته است یا بعبارتی 15 سال پس از اولین سفر پنج روزة صدام حسین به فرانسه در سال 1975 و ملاقات با ژاک شیراک نخست وزیر وقت فرانسه، عراق 20 میلیارد فرانک خرید تسلیحاتی فقط از فرانسه داشته است.که در پی این معاملات و حتی تا زمان سقوط حزب بعث در عراق، حمایتهای سیاسی فرانسه از عراق نیز بدنبال آن بوده است(تیمرمن : 760). ازجمله علل ادامة حمایت فرانسه از رژیم بعث عراق، بدهی های سرسام آور آن به فرانسه بود. اگرچه آمار دقیقی از میزان بدهی ها در دست نیست ولی روزنامة «اکسپرس» و «لوموند» آن را 50 میلیارد فرانک و روزنامة «دوپاری» آن را 80 میلیارد فرانک برآورد کرده اند.

 

      4-14- فراز و فرود در روابط ایران و فرانسه پس از انقلاب:

      فراز و نشیب روابط ایران و فرانسه در دوران پس از انقلاب به دلایلی از قبیل سقوط دولت بازرگان (آبان 1358) که فرانسه امید زیادی به برقراری روابط با وی بسته بود، شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران (شهریور 1359)، سقوط بنی صدر(تیر1360)، حمایتهای بی پایان فرانسه از رژیم بعث عراق از جمله اجاره دادن هواپیماهای «سوپر اتاندار» مجهز به موشکهای هوا دریای«اگزوسه» برای هدف قرار دادن پایانه های نفتی ایران و نهایتاً کشته شدن 58 تن از نیروهای فرانسوی در لبنان و... روابط ایران و فرانسه را به تنگنای جنگ سفارتخانه ها و احضار قضایی دیپلماتهای طرفین هدایت کرد و این موضوع تا آذر 1366 به طول انجامید(بابایی،1378 :23-63). لیکن واقعیتهای موجود در جهان سیاست و نیازمندی متقابل، هر دو کشور را به سمت تجدید روابط مجدد سوق داد.

      در این مرحله(خرداد1367) هردو کشور سفیران خود را به پاریس و تهران اعزام کردند و با حل مسایل مالی و پرداخت بدهی های فرانسه به ایران، روابط اقتصادی بین دو کشور قوت گرفت تا اینکه حادثة قتل شاهپور بختیار(مرداد1370) بر روابط اخیرسایه افکند و از گرمی آن کاست.

      در نهم اسفند1373، مدیرکل اروپای غربی وزارت امورخارجه طی مصاحبه ای با روزنامة ایران نیوز در خصوص روابط با فرانسه اعلام کرد: «سیاست ایران داشتن روابط خوب با آن کشور و براساس احترام متقابل است.»

      در این زمان فرانسه با تحریم های اقتصادی آمریکا علیه ایران مخالفت کرد و شیراک در پی پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری(17 اردیبهشت 1374) اعلام کرد: «من برخلاف خیلی از کسانی که معتقدند باید ایران را منزوی و روابطمان را با این کشور محدود کرد، معتقدم باید روابط فرانسه با ایران گسترش پیدا کند، برای اینکه ما نمی توانیم به دلیل اینکه دولت ایران در بعضی جاها روش تندی دارد، ایران را کنار بگذاریم. اگر ما ایران را منزوی کنیم روش آن کشور شدیدتر خواهد شد.» (همان)

      از این پس روابط ایران و فرانسه نقش بسیار مؤثری در روابط ایران و اروپا- بویژه در ترغیب سفیران اتحادیة اروپایی در بازگشت به تهران- ایفا کرد و پس از پیروزی آقای خاتمی و اعلام سیاست تنش زدایی، سرانجام در اسفند1376 و پس از اجلاس اتحادیه اروپا، تحریم مذاکره با ایران پایان پذیرفت و از آن پس«گفتگو های جامع و فراگیر» در مورد موضوعات مورد علاقه طرفین، جایگزین «گفتگوی انتقادی»که از سال1360/1981وارد مناسبات ایران و اروپا شده بود گردید. و این فصل از روابط باعث کم رنگ تر شدن آثار تحریم های آمریکا علیه ایران شد.(همان)

      در دو سال اخیر یعنی در رابطه با بحث تنش هسته ای بین ایران و آمریکا، اتحادیة اروپا با محوریت فرانسه، انگلیس و آلمان نقش میانجی را بازی کرده و سعی دارند بنوعی این موضوع با استفاده از روش دیپلماسی، حل و فصل شود و راهکار آمریکایی که بیشتر به دنبال روشهای خصمانه و برخورد با سیاستهای هسته ای صلح آمیز ایران است خنثی گردد. شایان ذکر است که در این بین اقدامات پاریس به دلیل شیوه های اعتراض آمیزش نسبت به سیاستهای آمریکا پر رنگ تر و مؤثر تر بوده است.

15- تجزیه و تحلیل روابط نظامی ایران و فرانسه:

      سابقة روابط ایران و فرانسه به قرن سیزدهم(ارغون خان) و قرن هفدهم (دورة صفویه) بر میگردد و در این میان حکومت عثمانی در غرب ایران و سیاستهای انگلیس، بزرگترین مانع بر سر راه این روابط بوده است. البته روابط ایران و اروپا در اوایل دوران کریم خان زند نیز به فرانسه گرایش داشت و ایران از فرانسه سلاحهای جدید خریداری کرد.(ملکی: 23-15) اما روابط مهم نظامی بین دو کشور به حکومت سلسلة قاجار در ایران مربوط می شود. در این دوره ناپلئون وقتی به فکر اتحاد با ایران افتاد که دو کشور(روسیه و انگلستان) دشمنان مشترک ایران و فرانسه بودند. بویژه اینکه هر دو کشور با روسیه در حال جنگ بودند، بنابراین پیشنهاد اتحاد با ایران که براساس نگرانی طرفین از دشمنان خود استوار بود از سوی فتحعلی شاه قاجار پذیرفته شد. فتحعلی شاه که از انگلیس سرخورده شده بود پیمان فین کنشتاین را که جنبة ضدروسی و ضدانگلیسی داشته را پذیرفت. محور اصلی این اتحاد براساس رقابت فرانسه با انگلیس و روس و مخالفت ایران با سیاستهای تهدیدآمیز روس و تعدیل روابط خود با انگلیس بود. اما وقتی روس ها در جنگ از فرانسه شکست خوردند و فرانسه عهدنامة «تیلسیت» را با روسیه تزاری منعقد کرد.(نجفی :92) در اصل مشکل فرانسه با روسیه حل شدو انگیزة قوی تر اتحاد با روسیه در سیاست خارجی فرانسه پیش آمد؛ لذا عهدنامه فین کنشتاین از سوی ناپلئون نادیده گرفته می شود و در این میان ایران خسارت سختی را متحمل می گردد که در نتیجه آن به سیاستهای روس و انگلیس تن در می دهد؛ شاید بتوان جنگ دوم ایران و روس و تحمیل عهدنامة ترکمنچای را در نتیجة شکست این معاهده قلمداد کرد و روابط با فرانسه برای حد اقل 40 سال در تاریخ ایران متوقف می ماند.

      در این فصل از روابط مشخصاً دلیل شکست معاهدة فین کنشتاین، عدم توازن انگیزه ها و نیازهای دو کشور ایران و فرانسه برای ایجاد اتحاد بوده است. که در مورد فرانسه موضوع رقابت با انگلیس و در مورد ایران مخالفت با سیاستهای روس و انگلیس، عامل اصلی عدم موفقیت عهدنامة فین کنشتاین بوده است. درهمین رابطه دستورالعمل ناپلئون به ژنرال گاردان هدف و انگیزة اصلی فرانسه از ارتباط با ایران را مشخص کرده و آنطور که اسناد نشان می دهد افسران فرانسوی ظرف همان مدت کوتاه ابتدای قرارداد با همکاریهای سخاوتمندانة حکام قاجار، به اهداف خود نایل شده و تمام راهها و امکانات ایران برای وصول به شبه قارة هند که منطقة نفوذ انگلیسی ها بوده را شناسایی می کنند و در کوتاه مدت نیازی به ایران نداشته اند. آنها همچنین از قدرت و توان ممانعتی و جاسوسان انگلیس در ایران، شبه قاره، خاورمیانه و خلیج فارس به خوبی آگاه بودند و بارها در این دام گرفتار شده بودند. لذا طبیعی است که نقد قرارداد«تیلسیت» با تزار روسیه را، بر حلوای نسیة فتح مستعمرات انگلیس در شبه قاره هند ترجیح بدهند و در دنیای سیاست اینگونه خلف وعده ها تازگی ندارد.

      پس از عهدنامة ناموفق فین کنشتاین تا امروز روابط نظامی عمده ای بین ایران و فرانسه وجود نداشته و بیشتر به روابط اقتصادی و فرهنگی پرداخته شده است و روابط نظامی آنچه بوده در سطحی بسیار محدود است که در بندهای 9-10-13 این مقاله توضیح داده شد. لیکن آنگونه که استنباط می شود مدل عهدنامة فین کنشتاین همواره بر روابط ایران و فرانسه حاکم بوده است چرا که فرانسه از ارتباط با ایران همیشه هدف تعدیل رقابت های خود با قدرتهای بزرگ جهانی مثل (روس، انگلیس وآمریکا) را تعقیب می کرده و متقابلاً هدف ایران نیز از ارتباط با فرانسه همواره تعدیل سیاستهای روس، انگلیس و آمریکا در مورد ایران بوده است. البته پس از انقلاب و بویژه بعد از جنگ تحمیلی، ایران همواره بدنبال یک شریک استراتژیک برای سیاست خارجی خود در اروپا بوده است اما فرانسه که سیاستهای خاورمیانه ای خود را بر سه ستون لبنان(فرهنگ و خواسته های سیاسی)، فلسطین(براساس سیاست ژنرال دوگل) و عراق استوار کرده است.(عراق به دلیل رهایی از سیاستهای شوروی سابق  در دهة هفتاد از میان کشورهای اروپایی فرانسه را که دارای سیاستهای مستقل تری بود به عنوان متحد خود بر گزید و روابط تجاری و تسلیحاتی قابل توجهی با این کشور بر قرار کرد.) اما فرانسه همواره با ایران در مورد این موضوعات، اختلاف داشته و مانع از همکاری همه جانبه بین دو کشور بوده و فرانسه همیشه از برقراری روابط عمیق با ایران طفره رفته است. از طرفی  بعد از حملة آمریکا به عراق و تحت فشار گذاشتن و نهایتاً سرنگونی رژیم بعث، فرانسه خسارت های زیادی در خاورمیانه متحمل شده لذا همواره از تکرار چنین سیاستی و همچنین از برخورد سیاستهای ایرانی اش با آمریکا و کشورهای عربی منطقه امتناء دارد. (باسما درویش: 76-61) در عین حال چنین  به نظر می رسد که فرانسه همواره با ژست آزادیخواهی و معترض و مسقل بودن سیاستهایش  نسبت به قدرتهای بزرگ دنیا و طرفداری از کشورهای جهان سوم در سیاست خارجی خود، اقدام به سهم خواهی در روابط بین الملل نموده و بیشتر سعی دارد تا منافع سیاسی و اقتصادی خود را تأمین نماید بنابراین حاضر نیست در این راه هزینه ای متحمل شود. لذا بنا بر فرض مذکور جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با چنین کشوری، همواره بایستی جانب احتیاط را رعایت کرده و در مذاکرات، تفاهم نامه ها و قراردادها، مرحله به مرحله جلو برود. چرا که واگذار کردن امتیاز بطور یک جا سرنوشتی مانند عهدنامة فین کنشتاین را بدنبال خواهد داشت. 

نوشته شده:

 

 

 منابع و مأخذ:

1-  اسناد موجود در معاونت اطلاعات ادارة دوم ستاد مشترکآجا

2-  اعتضاد الدوله،عباس میرزا، تاریخ روابط سیاسی ایران و ناپلئون، ارژنگ، تهران،1363

3- بزرگمهری، مجید، روابط ایران و فرانسه در دهة اول انقلاب اسلامی، اطلاعات سیاسی اقتصادی ش112-111،آذر و دی1375،صص53-38

4- بزرگمهری، مجید، نگاهی به روابط ایران و فرانسه1920-1918، فصلنامة تارخ روابط خارجی، شماره18،صص93-72

5- تیمرمن، کنت آر، سوداگری مرگ، احمد تدین، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا،1382تهران  

6- درویش، باسما، گفتگوهای ایران و اروپا/سیاست فرانسه در خاورمیانه، انتشارات وزارت امور خارجه، تهران1375صص76-61

7- صالحی، نصراله، دوستی با فرانسه و اندیشة نوسازی، مجلّة سیاست خارجی شمارة3و4، 1375، صص587-597

8- علی بابایی، غلامرضا، نگاهی به مناسبات ایران و فرانسه، مجلة سیاست خارجی،سال سیزدهم،شمارة1، بهار1378، صص23- 61

9- غفاری، ابوالحسن، جایگاه فرانسه در روابط خارجی ایران، انتشارات وزارت امور خارجه1382،تهران

10- ماهنامه خبری، ادبی، تحقیقی،  ایران شناسی و زبان شناسی، گزارش ماه، سال دوم شمارة اول 1384، وزارت امور خارجه، اداره کل هماهنگی های امور فرهنگی،صص51-55

11- ملکی، عباس، گفتگوهای ایران و اروپا/زمینه های تاریخی روابط، انتشارات وزارت امور خارجه، تهران1375صص23-15

12- نجفی/فقیه حقانی، تاریخ تحولات سیاسی ایران، مؤسسه تاریخ معاصر ایران، تهران1381

 



[1] دانشجوی دکترای مدیریت دفاعی استراتژیک  دانشگاه عالی دفاع ملی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1391ساعت 19:30  توسط سید ناصر حسینی  |  آرشیو نظرات

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۱۰/۲۰
سید ناصر حسینی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی