...من ینتظر

مِنَ الْمُؤْمِنینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ... وبلاگ شخصی سید ناصر حسینی

...من ینتظر

مِنَ الْمُؤْمِنینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ... وبلاگ شخصی سید ناصر حسینی

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

بسمه تعالی

اقدام ارتش در روزهای آغاز تجاوز عراق اوج وظیفه شناسی و فداکاری بود.                                                               سیدناصر حسینی

متأسفانه نسل جوان ما امروز از شرایط زمان انقلاب و جنگ تحمیلی آگاهی درستی ندارند. سرویس های اطلاع رسانی و مراکز آموزشی و تربیتی نیز نتوانسته اند آنطور که باید وظیفه خود را در قبال آموزش و انتقال تاریخ انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی انجام دهند و از همه مهمتر اینکه متأسفانه ما ایرانی ها کمتر به تاریخ علاقمندی نشان می دهیم و بنا به قولی حافظة تاریخی ضعیفی هم داریم. همه این عوامل دست به دست هم داده تا جانفشانیها، فداکاریها و ایثارگریهای نسل پیشین در اولین دهه انقلاب برای جوانان نسل سوم تبیین نشود. لذا عدم اطلاع از ارزش ها و نقاط قوت تاریخی و هویت ارزشمند انقلابی، فضا را برای رسانه های بیگانه و عملیات روانی آنها آماده تر کرده است. در این میان اگر قشری از جوانان ما برای دریافت اطلاعات سیاسی، اجتماعی و تاریخی به منابع بیگانه مراجعه و اعتماد نمایند دیگر کار برای مسؤلین فرهنگی- اجتماعی کشور و نسلی که این تاریخ را آفریده و خود را موظف می داند که تجارب خود را به نسل بعدی منتقل کند مشکل می شود. به این ترتیب که القائات رسانه های بیگانه نسلی را پرورش می دهد که همواره در قبال گذشته خود، دارای موضع گیری منفی و طلبکارانه است و کاستی های گذشته را در مقایسه با شرایط حال به قضاوت می نشیند. بنابراین تبیین شرایط زمان انقلاب و جنگ تحمیلی، نابسامانی های اول انقلاب، تهدیدات داخلی و خارجی، خصومت ابرقدرت های شرق و غرب با پدیده ای بنام انقلاب اسلامی و جامعه ایرانی، همواره برای ورود به حوادث و وقایع آن دوره ضروری بنظرمی رسد. 

در هر صورت شرایط اوایل انقلاب اینگونه بود که پس از انقلاب و قبل از جنگ تحمیلی دشمنان نظام نوپای جمهوری اسلامی با پیش بینی و برنامه ریزی های دقیق، اقداماتی را برای تضعیف قوای دفاعی کشور آغاز کرده بودند که درصورت وقوع جنگ توفیقات آنها را مضاعف نماید. بخشی از این اقدامات تهدیداتی بود که با حمایت بیگانگان و اقدام عملی همسایه ی غربی ما عراق، در جهت درگیر کردن ارتش در نقاط آشوب زده مثل استان کردستان و آذربایجانغربی اجرایی می شد و برخی دیگر بصورت توطئه هایی از نوع جنگ روانی و جنگ نرم برای بی اعتبار کردن ارتش در مقابل ملت و ایجاد روحیه یأس در کارکنانی که هم زمان در مناطق آشوب زده مشغول فداکاری بودند بصورتی کاملاً هدفمند انجام می شد. بعنوان مثال، طرح مبحث انحلال ارتش در رسانه ها و افواه عمومی از زبان ضدانقلاب و حتی برخی انقلابیون ناآگاه از بیرون و طرح کودتای آمریکایی نقاب- بدلیل اینکه بایستی از پایگاه هوایی شهید نوژه همدان اجرا می شد- که به کودتای نوژه معروف شد و همچنین پاکسازی های داخلی ارتش از نیروهای غیر طرفدار انقلاب، که در جهت استحاله آن از ارتش شاهنشاهی به ارتش جمهوری اسلامی ایران، انجام آنها تا حدودی ضروری بود اما در عین حال پاکسازی قریب 12000نفر از عناصر پایور، سازمان ارتش را از عناصر متخصص و کارآمد تهی می ساخت و احتمالاً گاهی این پاکسازیها با تندروی هایی نیز همراه بوده است[1]. از درون موانعی را در مقابل انسجام ارتش ایجاد می کرد. بنابراین ارتش در زمانی که جنگ تحمیلی از ناحیه رژیم بعث عراق شروع شد. از چهار جهت تحت فشار قرار داشت.

 الف- مقابله با ضد انقلاب داخلی و تجزیه طلب در کردستان

 ب- فشارهایی در جهت انحلال ارتش که تنها امام راحل(ره) با این طرح از ابتدا مخالفت می کردند.

ج- توطئه هایی مثل کودتای نوژه و بی اعتماد کردن ملت نسبت به ارتش

ج-  پاکسازی پرسنلی ارتش از عناصر غیر طرفدار انقلاب در جهت استحاله ارتش شاهنشاهی به ارتش جمهوری اسلامی ایران

 کارشناسان نظامی معتقدند که هر یک از این طرحها و اقدامات با جو روانی و التهاباتی که همراه خود ایجاد می کند به تنهایی قادر است یک ارتش را به زانو در آورد. در مورد کودتای نوژه همین قدر می توان گفت؛ آنچه مسلم است، اینکه این کودتا با همکاری و هماهنگی بعضی از کشورهای غربی طرحریزی شده بود و پشتیبانان اصلی کودتاگران، در خارج از ایران بودند و دولت آمریکا در رأس پشتیبانان کودتاچیان قرار داشت. اگرچه کودتا با همت کارکنان فداکار و مؤمن ارتش کشف، خنثی و طرح آن با شکست مواجه شد و کودتاگران قبل از دست زدن به هرگونه اقدامی دستگیر شدند، ولی انعکاس این عمل ضدانقلابی به هرحال در روحیه ملت انقلابی ایران و رهبران انقلاب تأثیر داشت. یکی از مهمترین این اثرات، تشدید بی اعتمادی ‌‌‌نسبت به ارتش بود و با توجه به تهدیدات جدی و قریب الوقوع عراق علیه ایران این امر در تضعیف ارتش ایران و هموارتر کردن پیشروی متجاوزین عراقی در داخل خاک ایران، عامل سرنوشت سازی بود[2]. مقام معظم رهبری در بیاناتی، فشارهای روانی بر ارتش در آن دوره را چنین توصیف فرمودند: «در اوایل انقلاب سه فشار متضاد در آنِ واحد روی ارتش جمهوری اسلامی ایران قرار داشت. یکی فشار گروههای چپ که با اصل بودن ارتش مخالف بودند. دیگری فشار عناصر دست راستی و وابسته به رژیم ساقط شده و منحوس پهلوی و بالاخره فشار عناصر ناباب و فرصت طلب که در داخل ارتش خرابکاری می کردند»[3]. موضوع دیگر اینکه، نیروهای ارتش به دلیل بروز انقلاب و از بین رفتن انظباط و دیسیپلین نظامی در پادگانها، انحلال دو لشگر 1و2 پیاده مرکز و ادغام آنها در یک لشگر بنام «لشگر21 حمزه»- با این توضیح که؛ افزایش نیروها در زمان بحرانی نیاز طبیعی یک کشور و یک ارگان نظامی است لیکن در این مورد عکس آن عمل شده است.!!- عدم اجرای برنامه های منظم آموزشی و تعمیر و نگهداری در یگانها و تقلیل خدمت سربازی از دوسال به یکسال، برابر محاسبات و برآوردها، آمادگی ارتش را از نظر کمّی و کیفی به کمتر از نصف(50% )کاهش داده بود. طبیعی است که این اتفاق از نظر افسران اطلاعاتی عراق و ناظران آگاه در سطح جهان دور نبود. آنها ارتش ایران را که تا دو سال قبل- برابر محاسبات نشریات بین المللی دفاعی مثل میلیتاری بالانس- بعنوان هفتمین قدرت نظامی دنیا مطرح بود[4] را فاقد آمادگی لازم ارزیابی کرده و در نتیجه حالت بازدارندگی در معادلات امنیتی کشور از بین رفته بود و رهبران و ارتش رژیم بعث عراق شرایط را برای حمله به ایران به فرصتی طلایی تشبیه کرده بودند. و به گفته شخص صدام حسین «چنین فرصتی در طول قرنها یکبار اتفاق می افتد که بایستی از آن استفاده کرد». در آنسوی صحنه شرایط اینگونه بود، ارتش عراق که بدلایل قرار گرفتن در موضع ضعف پس از امضای معاهده 1975 الجزایر بین صدام و شاه سابق ایران، حداقل از سال 1975/1354 برای آمادگی خود تلاش کرده بود و نیروهای خود را به دوازده لشگر (یعنی تقریباً دو برابر لشگرهای زمینی ایران) افزایش داده بود و در هنگام شروع تجاوز به خاک ج.ا.ا در سطح آمادگی بالای90% قرار داشت[5]. بنابراین در یک محاسبه سرانگشتی توان رزمی ارتش جمهوری اسلامی ایران نسبت به آمادگی ارتش عراق در شهریور 1359 یک در برابر چهار بود. البته با این احتساب که حداقل دو سوم همین نیروی ارتش ج.ا.ا در مناطق آشوب زده غرب و شمالغرب کشور مشغول مبارزه با ضدانقلاب تجزیه طلب بودند و زمانی که جنگ تحمیلی و تجاوز ناجوانمردانه رژیم بعث عراق آغاز شد، تنها دو لشگر زرهی81 کرمانشاه و 92 اهواز با همان استعداد پیش گفته در طول 1000 کیلومتر مرزهای غرب و جنوب در نقاط حساس و بمنظور تقویت پاسگاههای ژندارمری مستقر شده بودند و بخشی از لشگر77 خراسان حراست از مرزهای شرقی را بعهده داشت و مابقی نیز در مناطق مختلف کردستان و آذربایجانغربی مشغول انجام وظیفه ومقابله با ضدانقلاب تجزیه طلب بودند.

البته حضرت امام راحل(ره)، آن پیر فرزانه چنین شرایط بحرانی و درگیری احتمالی جمهوری اسلامی ایران با قدرت های بیگانه را از قبل پیش بینی می کردند و نیاز به بازوی مسلحی قوی برای انقلاب را ضروری تشخیص داده بودند. لذا ضمن مخالفت با انحلال ارتش و در پاسخ به شعار گروههای معاند و در جهت تقویت و انسجام هرچه بیشتر ارتش روز 29فروردین 58 را بعنوان روز ارتش تعیین کرده و سعی داشتند با تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اردیبهشت 1358 و فرمان تشکیل بسیج مستضعفین (ارتش20 میلیونی) در پنج آذر 1358 کشور را برای مقابله با بحران هایی از این دست آماده نمایند. لیکن شرایط سیاسی و مدیریتی کشور با ایشان همپا نبود و یا اینکه درک لازم را از شرایط تهدیدات آن روز نداشتند.- گاهی خوش بینی برخی مسؤلین رده بالای کشور در حدی بود که افزایش و توسعه نیروی نظامی را به صلاح ندانسته و برخی قرادادهای نظامی را ملغی اعلام کرده و آرزو می کردند که ای کاش بجای اینهمه تانک و هواپیما تراکتور می خریدیم تا ارتش و سربازانش به عوض اتلاف عمر در پادگانها و پرداختن به آموزشهای نظامی، کشاورزی کنند تا کشور از وابستگی به واردات گندم رهایی یابد!!- سپاه نیز از ابتدای تشکیل، مأموریت انتظامی و حفاظت از انقلاب و دستاوردهای آن را بعهده داشت و همراه ارتش در کردستان آشوب زده نقش ایفا می کرد و فرمان تشکیل بسیج هم از سوی مسؤلین وقت خیلی جدی گرفته نشد و عدة قابل ملاحظه ای برای مقابله با دشمن متجاوز آماده نشده بودند. بنابراین به همین دلایل و نشان دادن چراغ سبزهای حمایتی از سوی ابرقدرتها بود که دشمن بعثی برای آغاز تجاوز به ایران اسلامی هیچگونه عامل بازدارنده ای را در مقابل خود ندید.

بالاخره ارتش متجاوز رژیم بعثی عراق با بهانه قرار دادن مفاد قرارداد 1975 الجزایر، روز 31/6/1359 رسماً جنگ را با جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد. و پس از حملات گسترده هوایی با 192 فروند هواپیمای شکاری به شهرها و مراکز حیاتی کشور، با 12 لشکر و 15 تیپ مستقل در طول مرزهای غربی کشور از خرمشهر در استان خوزستان تا باویسی در استان کرمانشاه تهاجم زمینی خود را با هدف‌های اعلام شده آغاز کرد.

الف: در منطقه عملیاتی جنوب واقع در استان خوزستان (از خرمشهر تا چنگوله) سپاه3 عراق با 6 لشکر و 5 تیپ مستقل از طریق 6 محور با هدف جداسازی استان خوزستان تهاجم خود را به شرح زیر آغاز کرد.

1)      در محور شلمچه  خرمشهر  آبادان، ابتدا با لشکر5 زرهی و سپس با لشگر11پیاده و تیپ 33 نیرو مخصوص

2)      در محور تنومه  پادگان حمید  اهواز، با لشگر9 زرهی

3)      در محور نشوه  طلائیه  سوسنگرد، با لشگر9 زرهی

4)      در محور تنگ چزابه  بستان  اهواز، با تیپ127 از لشگر1 مکانیزه و تیپ10 زرهی

5)      در محور فکه  چنانه  شوش، با لشگر1 مکانیزه

6)      در محور شرهانی  عین خوش  دزفول، با لشگر10 زرهی

ب: درمنطقه عملیاتی غرب واقع در استان ایلام و کرمانشاه (از چنگوله تا باویسی) سپاه2 عراق با 5 لشکر و 3 تیپ مستقل در 4 محور به منظور جدا شدن معابر واقع در ارتفاعات زاگرس و جلوگیری از تهدید احتمالی بغداد از طرف جمهوری اسلامی ایران از طریق محورهای زیر تهاجم خود را به شرح زیر آغاز کرد.

7)      در محور بدره  مهران، با لشگر2 پیاده

8)      در محور ترساق  میمک، با لشگر2 پیاده

9)      در محور کهنه‌ریگ  سومار، با لشگر12 زرهی

10)   در محور خانقین  قصرشیرین  سرپل ذهاب، با لشگر8 پیاده کوهستان و لشگر6 زرهی

ج: در منطقه عملیاتی شمال‌غرب واقع در استان کردستان و آذربایجان غربی(از باویسی تا لولان) سپاه1 عراق با یک لشکر و 6 تیپ مستقل فقط در محور مریوان در تاریخ31/9/1359 (سه ماه بعد از تجاوز در مناطق جنوبی) اقدام به تجاوز کرد و در بقیه مناطق شمالی‌تر در طول مرز، به منظور کنترل معابر با هدف کنترل مناطق کردنشین عراق و پشتیبانی از کردهای شورشی و ضدانقلاب کردستان ایران مستقر گردیدند.[6]

پس از آغاز هجوم گسترده عراق در 31/6/59، در جبهه خوزستان تنها لشگر92 زرهی باضافه یک گردان پیاده از لشگر21 و یک گروه رزمی- آموزشی از شیراز گسترش یافته بودند که هنوز از آثار شوم توطئه کودتای نوژه و ضعف فرماندهی عناصر غیرنظامی و رهایی از خدمت و یا انتقال کارکنان متخصص زرهی خود به یگانهای دیگر رهایی نیافته بود. این لشگر در جبهه ای به طول 600 کیلومتر از شلمچه تا چنگوله گسترش یافته و حداقل در مقابل 5 لشگر عراقی مأموریت خود را بصورت پاسدار عمومی انجام می داد. در جبهه غرب نیز لشگر81 زرهی کرمانشاه در یک جبهه عریض از پاوه تا جنوب مهران گسترش یافته و حداقل در مقابل دو تا سه لشگر عراقی قرار داشت.

علی ایحال، علیرغم کاستی های موصوف در کاهش توان رزمی، ارتش جمهوری اسلامی توانست با بکارگیری نیروی های زمینی، هوایی و دریایی، تقریباً ظرف ده روز اول جنگ پیشروی دشمن را  در جبهه ها سد نماید. و در اثر اقدامات پدافندی یگانهای مانوری زمینی، آتش توپخانه، آتش پشتیبانی هوانیروز و نیروی هوایی، دشمن در اغلب جبهه ها ناگزیر زمین گیر شد و در پشت خاکریزهای پدافندی در لاک دفاعی فرو رفت و فقط فشار خود را روی خرمشهر حفظ نمود. [7]

کارشناسان نظامی معتقدند، متوقف کردن ارتش متجاوز بعث در پل نادری و شوش و ممانعت از دسترسی او به زمینهای شرق رودخانه کرخه (شهرهای شوش، اندیمشک و دزفول) بویژه منطقه دوکوهه که گلوگاه استراتژیک خوزستان محسوب می شود یکی از برجسته ترین و با ارزش ترین اقدامات ارتش در هفته اول جنگ بوده است که فقط با ایثارگری رزمندگان ارتش ممکن گردید. شایان ذکر است که این اقدام و سایر عملیاتها و تک های محدودی که در ماه اول جنگ تحمیلی توسط ارتش ج.ا.ا انجام شد باعث شد تا راهبرد جنگ رعد آسای صدام که الهام گرفته از جنگ 6 روزه اعراب و اسرائیل بود با شکست مواجه شده و دشمن متجاوز درگیر یک جنگ فرسایشی و طولانی مدت گردید و باعث شد صدام حسین سودای تجزیه خوزستان را از سر به در کند[8].

در مورد دفاع از خرمشهر نیز ارتش جمهوری اسلامی ایران بمنظور جبران کمبود نیروی رزمی در این شهر، در همان روزهای اول تجاوز عراق، سخاوتمندانه از آخرین ذخیره خود یعنی دانشجویان دانشگاه افسری استفاده کرد.- این دانشجویان می بایستی حداقل یکماه دیگر فارغ التحصیل و بعنوان فرماندهان دسته و گروهان به یگانها می پیوستند- که ناچاراً فرماندهان ارتش آنها را به جبهه خرمشهر و آبادن اعزام نمودند تا همراه سایر مدافعان خرمشهر که متشکل از رزمندگان گردان دژ و تکاوران نیروی دریای ارتش، دلاوران سپاه و نیروهای مردمی بودند از سقوط قریب الوقوع این شهر جلوگیری کنند و در واقع این اوج وظیفه شناسی و ایثارگری ارتش بود. ضمناً همراه دانشجویان تعدادی از فرماندهان دانشگاه افسری از جمله مرحوم سرهنگ شکرریز جانشین شهید سرهنگ نامجو فرمانده فقید دانشگاه افسری و همچنین فرمانده (وقت) تیپ دانشجویان نیز به خرمشهر و آبادان اعزام شدند که با پیوستن به قرارگاه اروند در هنگ ژاندارمری آبادن موجب تقویت جبهه آبادان و خرمشهر گردیدند. مرحوم آیت الله جمی امام جمعه فقید آبادان در خاطرات خود به نیکی از آنها یاد می کند[9].

معبر دیگری که از سوی چزابه به سوسنگر و پادگان حمید و سپس با اهواز می رسید پس از معبر عین خوش- دزفول از اهمیت بیشتری برخوردار بود و دشمن در این محور تا سوسنگرد پیش آمده بود و جنگ تن به تن و تن با تانک نیز در سوسنگرد که نیروهای جنگ های نامنظم شهید چمران به فرماندهی سرگرد رستمی در آن اکثریت را داشتند ادامه داشت و حداقل دوبار این شهر دست به دست شد تا اینکه با تدابیر حضرت آیت الله خامنه ای نماینده وقت حضرت امام(ره) در ارتش و شورای عالی دفاع و همکاری دیرهنگام فرمانده وقت کل قوا (بنی صدر) بالاخره با ورود تیپ 2 زرهی دزفول، بخشهایی از لشگر92 زرهی، گروه رزمی148 پیاده و تعدادی از برادران سپاه در مورخه 26/8/1359 به صحنه عملیات، و انجام یک عملیات غرور آفرین، نیروهای متجاوز عراقی را تا روستای دهلاویه عقب راندند و نیروهای ارتش متجاوز عراق کاملاً زمینگیر شدند[10]. تا اینکه در عملیات طریق القدس(آذرماه1360) که منجر به آزادسازی بستان شد و رزمندگان اسلام دشمن را تا چزابه که یک نقطه مرزی است عقب راندند.

برخلاف اینکه برخی می پندارند سال اول جنگ سال شکست بوده است. با یاد آوری موفقیت ها و پیروزی های ارتش، می توان این تصور را کاملاً فراموش کرد. بطور کلی سال اول جنگ برای ارتش سالی طلایی و مملو از موفقیت ها بود. سالی که با شروع جنگ، و زنده شدن انگیزة مضاعف در کارکنان و فرماندهان غیور ارتش برای دفاع از سرزمین اسلامی- آنطور که اسناد نشان می دهد برخی بازنشستگان و رهاشدگان از خدمت و حتی برخی که بواسطه کودتای نوژه در زندان بسر می بردند نیز به صف مدافعان ایران اسلامی پیوستند[11] - و انجام عملیاتهای متوالی توانستند اعتبار از دست رفته خود را باز یابند و اعتماد مردم را نسبت به خود بازسازی نمایند. در این سال بود که انسجام و نظم و انضباط به ارتش بازگشت و اضافه شدن خدمت سربازی از یک سال به دو سال و احضار سربازان منقضی خدمت سال56 یگانهای نیروی زمینی ارتش را از نظر استعداد نیروی انسانی به درصد قابل ملاحظه ای افزایش یافت. بنحوی که توانستند بمرور در تمامی جبهه ها در مقابل ارتش متجاوز عراق مستقر شده و خط پدافندی تشکیل دهند. یگانها بازسازی شدند، آموزش هایی که از قبل در یگانهای ارتش جاری بود و بدلیل حوادث انقلاب یا متوقف شده بود یا تقلیل یافته بود، کاربردی شدند و نظامیان خود را نسبت به دیگر مدافعان کشور آماده تر می دیدند و به همین لحاظ آموزشهای نظامی را عمومی کرده و آنها را به سپاه و بسیج و مردم داوطلب منتقل نمودند و نهایتاً اقدامات ارتش در سال اول برای متوقف کردن و تثبیت متجاوز و شکستن استراتژیهای ارتش و رهبری عراق، عبارت بود از 169 عملیات آفندی و پدافندی که برخی با همکاری سپاه بصورت مشترک و برخی دیگر بصورت مستقل انجام شد. این عملیاتها از نظر تاکتیکی عمدتاً از نوع عملیاتهای آفندی مثل تک های ایذایی و تک های محدود و عملیات پدافندی بودند که مهمترین آنها، عملیات نصر، عملیات فرمانده کل قوا خمینی روح خدا، عملیات ذوالفقاری، عملیات بازی دراز و عملیات توکل بودند[12]. بنابراین سال اول جنگ علیرغم برخی نظریاتی که سال شکست نامیده شد. بجز در مرحله بازدارندگی که مجموعه نظام تصمیم گیری و مدیریتی کشور نتوانست مانع تجاوز دشمن گردد و دچار شکست شد. در بقیه موارد با توصیفاتی که انجام شد پیروزیهای قابل توجهی نصیب ارتش، نیروهای مسلح و ملت بزرگ ایران گردید.

                                                                                             والسلام

                                                                                             16/6/90

منابع:

1-     لطفیان، سعیده،1380، ارتش و انقلاب اسلامی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ص405-418

2-     حسینی، سید یعقوب،1386، تاریخ نظامی جنگ تحمیلی، ج1، نشر آجا، تهران، ص 296

3-     مقام معظم رهبری، خطبه های نماز جمعه 25 فروردینماه1368

4-     لطفیان، سعیده،1380، ارتش و انقلاب اسلامی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ص430

5-     حسینی، سید یعقوب،1386، تاریخ نظامی جنگ تحمیلی، ج1، نشر آجا، تهران 338.

6-     نیکفرد، علی، تحلیل پیاده نظام، هیئت معرف جنگ شهید صیاد شیرازی

7-     بختیاری، مسعود،1377، وارونه نمایی واقعیت، هیئت معارف جنگ شهید علی صیاد شیرازی

8-     سامرایی، وفیق،1377، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مرکز فرهنگی، تهران، ص 64

9-     آیت الله جمی/ محسن کاظمی،1387، نوشتم تا بماند، انتشارات سوره مهر، تهران

10-   سخنرانی سرلشگر سلیمی -soosangerd 1389-03-18-08-14-51/278http://maarefjang.ir/index.php/

11-  لطفیان، سعیده،1380، ارتش و انقلاب اسلامی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ص413

12-  جعفری، مجتبی، اطلس نبردهای ماندگار، چاپ یازدهم، انتشارات سوره سبز

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391ساعت 8:50  توسط سید ناصر حسینی  |  آرشیو نظرات

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۱۰/۲۰
سید ناصر حسینی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی